فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣١ - علل گرايش به دموكراسى در جهان اسلام معاصر
الحريةالسياسية فى الاسلام و محمود عقاد در كتاب الديمقراطيه فى الاسلام و احمد لطفى، سلامه موسى، طه حسين، على عبدالرزاق، سر احمدخان، مصطفى كمال و نيز غربگرايى در سرزمينهاى غير عربى و به دور از قلمرو عثمانى مانند ايران، پاكستان و اندونزى، نتيجه فعل و انفعال يك سلسله علل و عواملى بوده كه آگاهانه و يا ناآگاهانه اينان را به سوى الگوگيرى از غرب در انديشه سياسى دموكراسى كشانيده است.
شايد در لابهلاى بررسى اين عوامل بتوان به نحوه اين گرايش و ارزيابى آن رسيد و گره كور خودباختگى شرق اسلامى در برابر غرب مسيحى را گشود و يا حداقل راه گشودن آن را يافت.
علل گرايش به دموكراسى در جهان اسلام معاصر
ريشههاى الگوگيرى از انديشه دموكراسى غرب را مىتوان با بررسى عوامل داخلى و علل خارجى جستوجو نمود.
الف - عوامل داخلى:
مسلمانان قرنها با بسيارى از مفاهيم سياسى كه اجزاى مؤلفه دموكراسى را تشكيل مىدهند مانند: آزادى، مساوات، عدالت، بيعت، قانون، آشنا بودند. آنها در مكتب اسلام و تعاليم قرآن و در بخشى از تجربه سياسى تاريخى اين مقولهها را يافته و با آنها نه تنها به صورت نظرى و يا عينى بلكه در قالب عقيده و ايدئولوژى از عمق ايمان خو گرفته بودند.
هنگامى كه در يك رويارويى غافلگيرانه با موج عظيم آزاديخواهى و دموكراسى غرب مواجه شدند در نخستين برخورد آنچه را در طلبش بودند در انديشه خود يافتند و به همين دليل پذيرش موج جديد براى اينان نياز به طى مراحل چند قرنى كه دموكراسى در غرب از آن عبور كرده بود نداشت.
بسيارى از متفكران مسلمان چنين مىپنداشتند كه غرب پس از يك تجربه و مسير تاريخى طولانى به آنجا رسيده كه مسلمانان از همان نخستين روزهاى طلوع اسلام با آن آشنا بودند و قرنها آن را در عمل گم كرده و اكنون در شفافيت عصر تنوير غرب، دوباره آن گوهر گرانمايه را دريافتهاند.