فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٧ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
انديشه اسلامى ضد استكبارى و يا حداقل وحشت از آن به اعماق فكر انديشمندان غير مسلمانان نيز رخنه نموده و از آن، مشكلى فراتر از منطقه و قاره بوجود آورده است و آن را به عنوان مشكل عمده بين المللى در قرن آتى مطرح نموده است.
در اين ميان رفتار دو گانه غرب استكبارى در موضعگيريهاى خود در برابر مسائل حقوق بشر، دموكراسى و رژيمهاى سياسى موجود در كشورهاى اسلامى كه بيش از هر نوع افشاگرى و اعمال تبليغاتى از سوى مسلمانان، ماهيت كينه توزانه استكبار را نسبت به اسلام مبارز و انديشه سياسى متفكران آزاديخواه و مستقل نشان مىدهد، در گسترش استكبار ستيزى نقش مؤثر داشته است و به قول هشام شرابى، پژوهشگر مركز مطالعات استراتژيك و بين المللى دانشگاه جورج تاون، اينك غرب ديگر به عنوان مركز تمدن نگريسته نمىشود بلكه جهان اسلام آن را به عنوان امپرياليزم تلقى مىنمايد. [١]
بر اين عوامل بايد اعمال زور نظامى را كه در قالب حملات نظامى توسط آمريكا بر عليه كشورهاى اسلامى انجام مىگيرد و خشم و نفرت روزافزونى را در دل ميليونها مسلمان شعلهور مىسازد افزود و نيز حمايت مستمر آمريكا و اروپا از دولت اشغالگر اسرائيل و سياستهاى خصمانه و تجاوزكارانه صهيونيستها در خاورميانه به نوبه خود عامل مؤثرى در گسترش خشم ضد استكبارى صدها ميليون مسلمان در جهان اسلام به شمار مىآيد.
مبحث ششم: انديشه سازش به جاى ستيز
در گوشه و كنار جهان اسلام متفكران مسلمانى هستند كه به مسأله رابطه سياسى جهان اسلام و جهان استكبارى پديده ديگرى مىنگرند اينان حتى در مسائل حادى چون معضل فلسطين، ستيزهگرى را راهحل نتيجهبخش نمىدانند و از باب
«ردّوا الحجر من حيث جاء»
راهحل سياسى را بهترين راه مناسب براى حل معضلات جهان اسلام[١] . رك: هشام شرابى، روشنفكران عرب و غرب، ترجمه دكتر عبدالرحمن عالم، ص ١٤٨، تهران، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، ١٣٦٨.