فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٥ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
عقيده وى با توجه به آنچه كه در روابط غرب با جهان اسلام مىگذرد مرزهاى اسلام و غرب خون آلود است [١] او معتقد است از اين پس دولت و ملت را نمىتوان واحد اصلى بر روابط بين الملل به شمار آورد و رقابتها و درگيريهاى آينده بين واحدهاى گستردهترى كه فرهنگها يا تمدنها هستند رخ خواهد داد و در اين ميان جهان اسلام رقيب اصلى ايدئولوژيك غرب به شمار مىآيد.
اسلام در دو نوبت تا قلب اروپا پيش رفت و ضد حملههاى صليبى نيز نتوانست انتقام نهايى را از اسلام عملى سازد، استعمار نوين نيز عواطف و هويت اسلامى جهان اسلام را خدشهدار نمود. اينك زمان آن فرا رسيده است كه يك بار ديگر اين دو فرهنگ متخاصم در پيكارى جديد رو در روى همديگر قرار گيرند و انقلاب اسلامى ايران همه اميدهاى همزيستى بين دو فرهنگ و تمدن غرب و اسلام را نقش بر آب ساخت و حوادث الجزاير و بوسنى، فلسطين و نيز حملات تلافى جويانه آمريكا و بهانههاى حقوق بشرى، بىگمان خشم ضد غربى را در جهان اسلام افزايش خواهد داد و قرن بيست و يكم را با رويارويى بىسابقه اين دو فرهنگ مواجه خواهد ساخت.
خطوط جديدى كه برخورد تمدنها در مرزهاى سياسى و جغرافيايى و انسانى بوجود آورده، بالقوه جرقههاى بحران زائى هستند كه خصومت هزار و چهارصد ساله اسلام و غرب را هر آن مىتواند به آشتى غير قابل مهار تبديل نمايد.
پارادايم برخورد تمدنها در اين نگاه، ديگر مسائل جهانى را تحت الشعاع قرار خواهد داد و در روزگار ما صفآراييهاى تازهاى بر محور تمدنها شكل خواهد گرفت و سرانجام تمدنهاى مذاهب بزرگى چون اسلام و كنفوسيوس در كنار يكديگر رو در روى غرب قرار خواهند گرفت و درگيريهاى تمدنى آخرين مرحله تكامل درگيرى در جهان نو خواهد بود. [٢]
فرضيه برترى فرهنگ غربى، توسط اكثر متفكران اسلام معاصر به شدت مورد حمله قرار گرفته است و با اين وصف، قدرت جهانى مفهوم جدى خود را از دست داده است و شكلگيرى دنياى آينده براساس تمدنها حتمى و اجتناب ناپذير است و برخورد تمدنها
[١] . همان، ص ٢٧٠.
[٢] . همان، ص ٢٣.