فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٧ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
مستبدان خودكامه نجات دهنده كشور مىكشانيد كه ما خود در ايران شاهد نمونه آشكار آن در فتنه رضاخان بوديم كه چگونه بسيارى از رجال دورانديش و سياستمداران كهنه كار و متفكران انديشمند به حمايت و جانبدارى از اين عنصر خودكامه به عنوان منجى ايران كشيده شدند و فرياد گرانى چون مدرس نتوانستند برغم صداى رسايشان، آنان را به عواقب وخيم سلطنت چنين خودكامهاى آگاه سازند و دست حمايتشان را كوتاه نمايند.
اينان ديكتاتورى و خودكامگى زمامداران را به زعم خود ذاتاً با ظلم و فساد متلازم نمىديدند و از اين رو ارزيابى آن را در تحقق مفاهيم ديگرى چون امنيت جستوجو مىكردند غافل از آنكه استبداد ماهيتاً از ظلم و فساد و ناامنى جدا شدنى نيست. گفتار امام على (ع) در پاسخ كسانى كه براى جلوگيرى از فتنه و آشوب و ناامنى، ابقاى معاويه بر سرير قدرت و ولايت بر شام را توصيه مىنمودند و اينكه فرمود:
«انى لا ارى فتنة اشد من فتنة بنى اميه»
[١] مىتواند ناظر بر اين حقيقت و انديشه اسلامى باشد كه با فتنه نمىتوان فتنهاى را خاموش و با جورى نمىتوان جور ديگرى را ريشه كن نمود.مشخصات كلى انديشه سياسى در اسلام
انديشه سياسى اسلام يا هر تعبيرى كه نوعى انديشه سياسى را به اسلام نسبت مىدهد به جز شاخصهاى قبلى بايد دو عنصر اضافى زير را دربر داشته باشد:
١. انديشه سياسى اسلام ماهيتاً ايدئولوژيك و مبتنى بر جهانبينى توحيدى است.
زيرا در اسلام هيچ انديشهاى در هيچ زمينهاى قابل تفكيك از ديدگاه توحيدى نيست و انديشههاى اسلامى در كلمه زمينهها بر پايه جهانبينى توحيدى است و تفكيك يك انديشه ژرف از جهانبينى توحيدى در اسلام قابل قبول نمىباشد.
انديشه سياسى لائيك در منطق و انديشه كلان اسلامى جايى ندارد.
[١] .
«الّاَ و انّ اخوف الفتن عندى عليكم فتنة بنىاميه فانها فتنة عمياء مظلمه».
نهجالبلاغه، خ ٩٣.