فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٣ - سلفيه از نظريه تا نظام
هيچ شخصيت علمى و يا مذهبى كه به تصور ابن تيميه مخالف آراء وى بودند از گزند قلم تند و تهمتهاى نارواى وى در امان نماندند.
٤. مخالفت ابن تيميه با مذاهب و شخصيتهاى علمى نامدار از چهره وى شخصيتى التقاطى به تصوير كشيده بود كه مذهب و آراء جديدى را در اسلام ابداع نموده و انديشههاى جديد خويش را به سلف نسبت مىدهد.
منظور از مخالفت وى با همه مذاهب اسلامى اين نيست كه آراء همه مذاهب را مردود مىشمرد، چه ابن تيميه خود يك حنبلى پايبند به اصول اهل تسنن بود. مخالفت آراء وى با همه مذاهب اسلامى به اين معنى است كه او هيچ كدام از مذاهب را به طور دربست و با همه آرايى كه مذاهب دارند نپذيرفت و با هر كدام از مذاهب اسلامى در چند مورد مخالفت ورزيد و حتى به طور كامل به مذهب خانوادگى خود يعنى حنبلى وفادار و پايبند نماند و با هر مذهبى در چند مسأله مخالفت نمود و از اينرو در آراء ابن تيميه از آراء اختصاصى همه مذاهب اسلامى ديده مىشود؛ او حتى در مسائلى چون سوگند به طلاق و مردود بودن سه طلاق با يك طلاق به فقه شيعه رو آورد.
٥. آراء ابن تيميه در زمينه شفاعت، زيارت قبول انبيا و صالحان و اصولاً تفسيرى كه از شرك ارائه مىدهد در تحليل نهايى منجر به تكفير اكثريت مسلمانان و پيروان مذاهب مختلف اسلامى مىگردد و اين نوع اتهامات براى هيچ مسلمان عادى تا چه رسد به عالمان دين قابل تحمل نبوده است.
٦. حملات تند ابن تيميه بر افكار صوفيانه، عارفانه و ديدگاه نظرى وى در زمينه مسائل عرفانى كه آراء وى را خشك و بىروح و متحجرانه جلوه داده از جمله عواملى است كه در متروك ماندن افكار وى تا قرن دوازدهم تأثير فراوان داشته است. اين واقعيت قابل انكار نيست كه هر كدام از مذاهب اهل سنت به ويژه مذهب مالكى به نوعى گرايشهاى عارفانه و احياناً صوفيانه داشتهاند. حتى در سرزمينهاى وسيعى از جهان اسلام در آفريقا و خاورميانه مذاهب فقهى اهل سنت در قالب مسلكهاى صوفيانه ترويج شده است و اين واقعيت را امروز در مورد مذهب مالكى در آفريقا و مذهب شافعى در مصر و خاورميانه به ويژه اكراد مىتوان به وضوح مشاهده نمود.
سازش ناپذيرى آراء ابن تيميه با اين نوع گرايشها در انزواى آن تأثير فراوان داشته