فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٦ - ظهور سياست جديد در عرصه جهانى
محاكمه در دادگاههاى جنايتكاران جنگى، موجب گرديد كه بتدريج حربه حقوق بشر كند و كندتر گردد و تئورى جهانى شدن با انديشه تك قطبى كردن جهان، فاقد ابزارهاى كارآمد براى ادامه راه باشد.
ظهور سياست جديد در عرصه جهانى
در آخرين نفسهاى سياست حمايت از حقوق بشر به عنوان «حربه سياسى» براى به زانو درآوردن مخالفان، خبرهاى دهشتناكى از آنچه كه در يازدهم سپتامبر در آمريكا رخ داد، همه چيز را در سراسر جهان تحت الشعاع قرار داد و آمريكا اين بار «تروريسم» را به عنوان دشمن درجه يك و عامل اصلى اين حادثه، نشانه رفت. از اين تاريخ سياست نظامىگرى مبارزه با تروريسم جاى سياست سركوب ناقضان حقوق بشر را گرفت و جهانى شدن به معنى تك قطبى شدن جهان به رهبرى آمريكا، وارد مرحله نوينى از تحول سياست استكبارى گرديد و همه چيز در خدمت مبارزه نظامى با تروريسم قرار گرفت و اعلان جنگ تمام عيار با حاميان تروريسم، موجى از وحشت را در جهان برانگيخت و اينك جهان در آستانه جنگ با عاملان ناشناخته انفجار برجهاى دوقلو و تروريسم موهوم ساختگى، هر لحظه منتظر وقوع فاجعهاى جديد است.
بدين ترتيب تاريخ تحولات جديد قرن معاصر از ١١ سپتامبر سال (٢٠٠١) آغاز و تحولات آن به سرعت در حال دگرگون كردن انديشهها، موضعگيريها، دولتها و احياناً جغرافياى سياسى جهان است.
بسيارى از تحليلگران سياسى و نظامى دنيا حادثه انفجار دوقلوهاى محل تجارت جهانى را ساخته و پرداخته پنتاگون و يك توطئه ناشيانه خواندند و حتى كشورهاى غربى متحد و حامى آمريكا، مطالبه اسناد و مداركى دال بر دست داشتن كسانى كه انگشتان آمريكاييها به سوى آنها نشانه رفته را نمودند.
نخستين نهيب جنگطلبى در نقاب مبارزه با تروريسم، افغانستان را فراگرفت كه هنوز هم كشتارها و نقض موازين بينالمللى و حقوق بشر توسط آمريكاييها در اين كشور تا تاريخ نامعلومى ادامه دارد.
دومين هدف سياست جديد جنگ طلبانه آمريكا بر حسب ظاهر، صدام حسين