فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٦ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
تقليد و تعصب به دور مىباشند.
[٣] . بنيادگرايى يا خشونت گرايى:
با توجه به اين نكته كه عدم علاقه غرب به خشونت، نتيجه تجربه تاريخى اين بزرگ سياستمداران است كه نتايج حاصل از صلح بجاى جنگ را بيشتر و سهلتر و بىدردسرتر طالبند، مىتوان گفت كه غرب بارها اين حقيقت را به اثبات رسانده كه هرگاه نتايج مطلوب خود را از مسالمت و صلح به دست نياورده، از سهمگينترين وجه خشونت نيز استفاده كرده است.
صلحگرايى به عنوان يك وسيله سهل و بىدردسر مطلوب مىباشد نه به عنوان يك اصل حاكم و لذا در اعمال خشونت براى رسيدن به هدف از هيچ چيز فروگذار نيستند.
مانند: رفتار دولت آمريكا با سياهان و برخورد غرب با مسأله نسلكشى در بوسنى و انگلستان با ايرلنديها و اسپانيا با مخالفان.
خشونت يا «غلظه» كه در چند مورد در قرآن [١] بر آن تأكيد شده اختصاص به دشمنان بىرحمى دارد كه جز نيستى اسلام و نابودى مسلمانان را نمىخواهند و چنين دستورى شامل حال مخالفانى كه قصد خصومت ورزى و توطئه بر عليه اسلام و مسلمانان را ندارند نمىگردد. [٢]
[٤] . بنيادگرايى يا عدم سازش با دشمن:
مداهنه به معنى برخورد دوگانه با دشمن و سازش با آن بدان جهت در نصوص اسلامى منع گرديده
«ولعمرى ما علىّ من قتال من خالف الحق... من ادهان»
٣ كه در نهايت معنى آن چيزى جز پذيرش آسيب رسانى دشمن به اسلام و عافيت انديشى مسلمانان مداهن نيست. قرآن مداهنه با دشمن را سياستى بىنتيجه و عملى به دور از عقل مىشمارد. زيرا مداهنه با دشمن راه را براى عمل متقابل دشمن باز مىكند و سازش همواره عملى به نفع دشمن محسوب مىگردد.٤٥. بنيادگرايى در مقابل تكثرگرايى:
احترام به آراء مخالف (صرفنظر از حق و باطل بودن آنها) كه بر تقليد و تعصب و زور متكى نباشد خود از اصول اسلامى است و اين نوع
[١] . مانند: (وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً) سوره توبه، آيه ١٢٣ و (يٰا أَيُّهَا اَلنَّبِيُّ جٰاهِدِ اَلْكُفّٰارَ وَ اَلْمُنٰافِقِينَ وَ اُغْلُظْ عَلَيْهِمْ) سوره توبه، آيه ٧٣.
[٢] . (لاٰ يَنْهٰاكُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِينَ...) سوره ممتحنه، آيه ٨.
[٣] . نهج البلاغه، خ ٢٤.
[٤] . (وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ) سوره قلم، آيه ٩.