فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٨ - دردسرهاى آينده
در تمام اين مراحل سايه آمريكا همچنان عرصههاى پيشرفت اروپا را به حالت سايه روشن از حركت باز مىداشت بى گمان آمريكاييها از مقاصد پنهانى اتحاديه اروپا و خوابهايى كه سران آنها مىديدند بى خبر نبودند. همين سايه اختاپوسى، اروپا را از زبان سرانش به فرياد آورد كه ما اجازه نخواهيم داد آمريكا براى ما قيمومت نمايد.
سران كاخ سفيد آنقدر ابله نيستند كه خود را قيم اروپا بنامند و يا آن را به طور رسمى ادعا كنند. همين كه اروپا بدون آمريكا نمىتواند به راه پيشرفت خود ادامه دهد براى آنان به قدر كافى رضايت از خويش را به ارمغان مىآورد.
سرمايهداران آمريكايى تجربه خوبى در بى ارزش كردن پولهاى ملى دارند و اگر اين هنر نبود نمىتوانستند كنترل انرژى نفت را در جهان در دست خود نگاه دارند. از اين رو پول مشترك اتحاديه اروپا (يورو) در يك جدال جدى با دلار، محتمل است راه سقوط ليره تركيه را كه هم او نيز متحد راهبردى آمريكاست در پيش گيرد.
بى گمان اگر اين حدس، سنجيده و درست باشد آمريكا كه هنوز به اروپا نياز دارد و خيلى از مقاصد خود را بدون همسويى با دولتهاى اروپايى نمىتواند پيش ببرد، خودخواسته وارد اين رقابت يا جنگ پول نمىشود ولى وقوع آن قابل پيش بينى است.
احتمال ديگر، موفقيت اروپا در اين مقاومت محتاط يا همسويى توأم با رقابت است كه فرانسويها و آلمانيها همواره خواب آن را نمىبينند و افتادن آمريكا را در باتلاقى كه شوروى (سابق) را در خود فرو برد تنها نجات و پيشرفت اروپاى مقتدر مىدانند بى گمان نظم نوينى بر جهان حكمفرما خواهد بود.
التزام اروپا به رهاوردهاى تمدن جديد مانند دموكراسى و سازمان ملل ظاهراً بيشتر از آمريكاييهاست. جهان مىتواند در چنين شرايطى براى چند صباحى نفس راحت بكشد و براى مدتى سايه شوم جنگ از سر ملتها ناپديد گردد.
هر چند روح استثمار و افزونطلبى كه آمريكا را به اين روز كشانده و عاقبت در اين گزينه به نابودى خواهد كشاند در بيشتر دولتهاى اروپايى نيز از ديرباز وجود داشته، در روزگار اشغال قطب قدرت در جهان نيز آن را از دست نخواهد داد. بى شك اروپا بيش از آمريكا و يا حداقل جلوتر از آمريكا استعمار و استثمار را تجربه كرده و هر كدام از كشورهاى اروپايى چند برابر وسعت خود مستعمره داشتهاند. مىتوان پيش بينى كرد در