فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٠ - مبحث چهارم جلوه جديد غرب ستيزى و اسلام انقلابى
بر آن صراحت دارند بخشى از اعتقاد هر مسلمان است.
تبديل مبارزه منفى فرهنگى به مبارزه فعال جنگى تنها در لفظ و تعبير با يكديگر اختلاف ندارند بلكه اختلاف محتوايى اين دو، بسيارى از چارچوبهاى سنتى روابط شرق و غرب را دگرگون مىسازد و معيارهاى جديدى را كه عمدتاً خصمانه است به وجود مىآورد.
به نظر مىرسد در شكلگيرى اين ديدگاه جديد كه به سرعت به صحنه وسيع خصومتها انجاميد متفكران غرب نيز به نوبه خود مؤثر بودند. نظريه جنگ تمدنها هر چند خود بازتاب نظريه مبارزه و مقابله با جنگهاى صليبى غرب بود لكن خود در توسعه آن در انديشه متفكران مسلمان نقش مؤثرى ايفا نمود.
چنان كه در عمل نيز حمايت غرب از تجاوزات رژيم صهيونيستى و جنايتهايى كه بر ملت مظلوم فلسطين روا مىدارد مستند ديگرى بر نظريه جنگهاى صليبى غرب محسوب مىشود.
قراين و شواهدى چون دست داشتن غرب در مخاصمات داخلى جهان اسلام و جنگهاى منطقهاى بين دولتهايى كه بخشى از جهان اسلام محسوب مىشوند بر تقويت اين نظريه افزوده است.
غارت منابع زيرزمينى بويژه نفت خاورميانه توسط غرب و مسائل مختلفى كه از اين رهگذر بر جهان اسلام تحميل مىگردد، از توطئههاى براندازى دولتهاى ملى گرفته تا حمايت از شورشهاى مسلحانه داخلى كشورهاى اسلامى و روى كار آوردن رژيمهاى وابسته همه و همه هر چند به ظاهر به عنوان عمليات سياسى تلقى مىگردد لكن ريشه در روح خصمانه در تداوم جنگهاى صليبى غرب دارد.
مهم اين نكته است كه متفكران مسلمان، جهان اسلام را در اين جنگ يك طرفه شكست خورده و همه چيز باخته مىبينند و ناجوانمردانه بودن اين جنگ و عدم توازن قوا و حتى عدم رعايت اصول جنگ، آنان را بيشتر به خشم و نفرت وامىدارد.
نسل جديدى از مسلمانان غرب كه هوشمندانه به اسلام گرويدهاند از آنجا كه از درون جامعه غربى هستند خود به اين جنگ فرسايشى تمام عيار اعتراف مىكنند و برخلاف وابستگى و احساسات ملى، تحت تأثير عقيده اسلامى به موج مسلمانان