فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٣٠ - ه - اصل شصت و چهارم
لباس مسيحى و آداب و رسوم است.
٤. احوال شخصيهاى كه گوياى ويژگيهاى دينى و فرهنگى است.
٥. آموزش تعليمات دينى، چه به پيروان خود و چه در تعليم و آموزش فرزندان و تأسيس مراكز آموزشى و تعليماتى صدق مىكند.
ب - اصل چهاردهم:
به حكم آيه (لاٰ يَنْهٰاكُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ فِي اَلدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ يُحِبُّ اَلْمُقْسِطِينَ)١، دولت جمهورى اسلامى ايران ومسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل عمل نمايند و حقوق انسانى آنها را رعايت كنند. اين اصل در حق كسانى اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران توطئه و اقدام نكنند. در اين اصل دو نهاد، يعنى جامعه و دولت، موظف به رعايت اخلاق، عدالت و حقوق اقليتهاى دينىاند و خلاق آن نقض قانون اساسى كشور است.
ج - اصل پانزدهم:
استفاده از زبانهاى محلى و قومى در مطبوعات و رسانههاى گروهى و تدريس ادبيات آنها در مدارس در كنار زبان فارسى آزاد است.
تا قبل از انقلاب اسلامى، استفاده از زبان و ادبيات قومى و دينى براى مسيحيان ممنوع بود و پس از انقلاب مسيحيان توانستند در مجامع و محافل دينى و فرهنگى از زبان خود استفاده نمايند.
د - اصل بيست و ششم:
«احزاب، جمعيتها، انجمنهاى سياسى و صنفى و انجمنهاى اسلامى و اقليتهاى دينى شناخته شده آزادند: مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نكنند. هيچ كس را نمىتوان از شركت در اين جمعها منع كرد يا به شركت در يكى از آنها مجبور ساخت».
اين اصل ضامن امكان تأسيس حزب، جمعيت، گروه دينى و انجام فعاليتهاى آزاد دينى و سياسى آنان است.
ه - اصل شصت و چهارم:
«تعداد نمايندگان مجلس شوراى اسلامى دويست و هفتاد نفر
[١] . سوره ممتحنه، آيه ٨.