فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٢ - ماهيت اجتهاد
منطبق مىنمود، يا منتظر مىماند تا مسافرى در بيابان دچار بىآبى و آشفتگى در جستوجوى سمت و سو گردد آنگاه احكام تيمم و قبله را بر او مقرر نمايد.
اگر تحولات مذاهب فقهى را در تاريخ اسلام به عين انصاف بنگريم، سمتگيرى غالب را بر اين روال مىبينيم كه فقه همواره به دنبال حوادث و شرايط زمان مىرفته و حكم رويدادها را پس از وقوع بررسى مىنموده است و به تطبيق اصول بر فروع اتفاق افتاده (به هر جهت) مىپرداخته است و فقها نسبت به فرايندهايى كه به وقوع فروع جديد مىانجاميد، نظارتى از خود نشان نمىدادهاند و مسؤوليت فقه را در برابر آن احساس نمىنمودهاند.
٢. به دست گرفتن جريانها و مسير حوادثى كه به تولد فروع جديد از پيش انتخاب شده منتهى مىگردد و نظارت هوشمندانه و كنترل رويدادهاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى جامعه به منظور هدايت آنها به سمت فروع پيشبينى شده به طورى كه تفريع طبق اصول انجام پذيرد و نه تنها تفريع به معنى تطبيق بلكه تفريع به معنى ايجاد فرع جديد نيز توسط فقيه صورت گيرد.
در اين حالت فقه در دنباله حوادث قرار نمىگيرد بلكه پيشاپيش رويدادها، هدايت اوضاع و شرايط زمان را در دست مىگيرد و جامعه را همواره در شكل نوين بازسازى و يا نوسازى مىكند و بدين ترتيب تجددطلبى و نوسازى از درون اجتهاد برمىخيزد و اجتهاد چيزى جز اين دو، مفهوم ديگرى نمىيابد. لكن پيشگامى هوشمندانه فقه در جريان تفريع و توليد رخدادهاى نو نياز به تجهيز علمى و نگرش نوين به جامعه به كمك علوم و فنون در حال پيشرفت دارد و فقه براى انجام اين رسالت و وظيفه بزرگ «تفريع» به طور دايم بايد از علوم و فنون جديد كمك بگيرد و خود به پيشرفت اين ابزار «تفريع» همت گمارد.
تصور كنيم اگر مباحث كتاب «الطهاره» فقه به كمك دانش طب و ابزارهاى علمى پزشكى تفريع مىشد امروز جهان شاهد چه نوع مسائل در زمينه بهداشت و درمان تحت عنوان كتاب «الطهاره» بود چه بسا كه عنوان كتاب «الطهاره» نيز به كتاب سلامتى تن و روان تغيير مىيافت و به همين روال در كتاب «الاطعمه و الاشد به» يا معاملات و يا حدود و ديات.