فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٥ - مبحث سوم نقطه ضعفهاى دموكراسى
نيست و حكومت دموكراتيك دينى به معنى فاصله گرفتن از گشاد فكرى ليبراليزم منهاى خدا و حكومت خدايان زمينى «قسىالقلب» ماركسيسم مىباشد.
مبحث سوم: نقطه ضعفهاى دموكراسى
مسلمانان دموكرات در ادامه جانبدارى از انديشه دموكراسى با همان مشكلاتى روبرو شدهاند كه غربيان بانى و شارح آن از پيش با آن دست بگريبان بودهاند.
١. فيلسوفانى مانند هايك، دموكراسى را منافى آزادى و آن را ديكتاتورى اكثريت خواندهاند و برخى ديگر چون رايت ميلز، از دموكراسى به عنوان حاكميت اقليتى به نام اكثريت ياد نمودهاند و جمعى نيز مانند دال، دموكراسى را تنها در بستر نخبه طلبى مطلوب شمردهاند. و اين نوع شبهات به حاكميت قانون نيز لطمه وارد آورده و قانون دموكراتيك را در حقيقت دست مايه انديشه اكثريت كرده است كه با حقوق همگان و آزادى كامل همگون نمىباشد.
٢. در دموكراسى، افرادى از طريق انتخابات عمومى و آراء اكثريت مردم، اعمال حاكميت و تصميمگيرى براى جامعه و قدرت را در دست مىگيرند. بنابراين فرض، دموكراسى در حقيقت حكومت سياستمداران منتخب مردم است نه مردم.
چنين حكومتى با تركيب نهادهاى دموكراتيك و آرايش مركز تصميمگيرى و قدرت براساس انتخاب مردم جايى براى عرض اندام مردم باقى نمىگذارد. حتى اكثريت مردم كه مؤلفههاى حكومت دموكراتيك را با رأى خود به وجود آوردهاند ديگر قادر به اعمال حاكميت و قدرت نيستند و الزاماً بايد مطيع و فرمانبردار باشند تا مدت قانونى نهادهاى انتخابى به سر آيد و سياستمداران و حاكمان جديدى بر سر كار آيند.
٣. عرصه انتخابات، ميدان نبرد، عوامل فشار و هر نوع بهرهورى از هر عامل تأثيرگذار است و سياستمداران و احزاب از همه وسائل براى ايجاد جو فشار جهت تغيير جهتگيريهاى فكرى مردم به سود خود استفاده مىكنند. حتى اگر از شيوههاى تخريبى و جوسازى بر عليه رقيبان هم اجتناب كنند با تمام توان مادى و معنوى درصدد رام كردن