فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧ - تعريف واژههاى سياسى
مقولههاى مختلفى قابل سامان مىباشند اصولاً تجزيه و تحليل اهداف مشخص مىتواند زيربناى انديشههاى مختلف در ايجاد حكومت باشد.
هدفهايى مانند: آزادى، مساوات، عدالت، امنيت، رفاه و توسعه مىتواند با توجه به معانى و تفاسير مختلفى كه هركدام از اين مقولههاى سياسى دارند مبناى شكلگيرى حكومت به معنايى خاص تلقى گردد. نوع اين هدفها و تفسير خاصى كه در آن مورد ارائه مىشود اركان اصلى انديشه سياسى را تشكيل مىدهد.
٣. انديشه سياسى با توجه به مفهوم عام انديشه، عبارت از مجموعه آراء فلسفى و عقايد مذهبى و حكمت عملى در عرصه سياست است.
اين نوع تفسير موسع از انديشه سياسى به كلى مرزهاى شناخته شده بين سه اصطلاح انديشه سياسى، فلسفه سياسى و جامعهشناسى سياسى را از ميان برمىدارد و تقسيمبندى انديشههاى سياسى را دچار اشكال مىنمايد.
با وجود اين مىتوان گفت كه اين تعريف با توجه به مفهوم انديشه و سياست عامترين تفسير مناسب براى انديشه سياسى است.
٤. انديشه سياسى چيزى جز تفكر كلى و منسجم درباره سياست و يا امور سياسى نيست.
اين تعريف با تشابه اصولى كه با تعريف گذشته دارد به همان سان قابل ارزيابى است.
٥. انديشه سياسى عبارت از سامان فكرى براى مديريت سياسى جامعه است. با اين توضيح كه ساماندهى فكرى به مديريت سياسى جامعه مىتواند فلسفى يا دينى و يا برگرفته از جامعهشناختى باشد.
مسأله مهم در ارزيابى اين تعريف آن است كه آيا در بررسى انديشه سياسى، محور اصلى بحث ارزيابى ميزان اقتدار نظريه در ساماندهى به مديريت جامعه است و يا بررسى مبانى فلسفى يا دينى و يا جامعهشناختى آن مىباشد؟
٦. انديشه سياسى، عبارت از هر نوع سامانى است كه براى تبيين دولت و عناصر سياسى آن بكار گرفته مىشود.
اين تعريف با وجود تشابهى كه با تعريف اول دارد از اين نقطه نظر حائز اهميت است كه دولت خود داراى تفسيرها و تعريفهاى متفاوت مىباشد. و با هر تعريفى از دولت