فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢١ - مبحث هفتم ناسيوناليزم اسلامى
سياسى به حل مشكل نظام سياسى پرداخته و با ارائه طرح جامعه سياسى اسلامى در قالب يك دولت كه در آن، حاكميت از آن خدا بوده و اقتدار عالى با قانون شريعت اسلام باشد به انديشه سياسى جامعه اسلامى سامان بخشيد.
در اين طرح تمايز قومى، نژادى و فرهنگى نه در جامعه مدنى اين تئورى و نه در جامعه سياسى آن و حتى در شكلگيرى نهادهاى نظام سياسى آن نقش مؤثرى نخواهند داشت و خواه ناخواه از اينكه كارگزاران چنين دولتى كه حاكم آن خدا و قانون آن شريعت است عرب، ترك، هندى و يا فارسى باشند، مشكلى براى ديگر قوميتها و نژادها بوجود نخواهد آورد و در جامعه اسلامى همه مردم از هر نوع قوم و مليتى به دور از تبعيض نژادى و برترىجوييهاى ملى و استبداد به طور يكسان كارگزاران جامعه اسلامى را برمىگزينند.
در حقيقت بيت الغزل انديشه سياسى سيد جمال، پيوند دادن دو مفهوم مليت و دين اسلام است كه سامان فكرى وى را تحت عنوان جامعه اسلامى ميسر ساخته است. به عقيده سيد جمال، اختلافات اقليمى، نژادى و فرهنگى و نظاير آن نمىتواند انسانهايى را كه داراى فطرت واحد هستند از يكديگر متمايز سازد. تنها عامل اصلى كه مىتواند تمايز انسانها را به صورت گروههاى مجزا امكان پذير سازد اختلاف فكرى و انديشه و اعتقاد مىباشد.
در انديشه سيد جمال، خلافت عثمانى به دليل سنت گرايى همراه با خرافهانديشى و فاصله گرفتن از زمان قادر به جامعه عمل پوشاندن به تز جامعه اسلامى نيست.
امپراطورى عثمانى بيش از آنكه تجلى اين تز باشد خود مانع بزرگى بر سر راه آن محسوب مىشود.
سيد جمال پيشتر براى اصلاح ساختار سياسى خلافت عثمانى به دربار رفته و با خليفه سخن گفته و پيشنهادهايى از آن جمله تغيير زبان رسمى امپراطورى به زبان عربى ارائه داده بود.
ما در صدد ارائه تناقضها و عدم رابطه منطقى بين پارهاى از افكار سيدجمال و چگونگى سامان فكرى وى نيستيم. آنچه در بحث ناسيوناليزم اسلامى قابل طرح است، انديشه اين متفكر مسلمان در زمينه جامعه اسلامى است كه مبين همه عناصر لازم براى