فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢١ - مبحث اول انديشه سياسى در بنيادگرايى
دربر دارد.
از مجموع اين آيات كه تفصيل هر كدام از اصول و موازين آن را در احاديث و نيز در احكام فقهى مىتوان يافت چنين نتيجهگيرى مىشود كه انديشه سياسى در اسلام مبتنى بر اصول گرايى و نفى ديگران مىباشد.
در ميان آثار متفكران و فرق اسلامى، شايد هيچ گروهى چون سلفيه به اين انديشه پايبند نبودهاند و سلفىگرى در واقع نماينده بىچون و چراى بنيادگرايى در تاريخ اسلام مىباشد كه همه اصول مثبت و منفى آن را در حد كامل بكار گرفته و سخت بر آنها پايبند بوده است. آثار ابن تيميه، گواه روشنى بر پايبندى وى به انديشه بنيادگرايى به مفهوم تعصبآميز آن است [١] .
چنانكه در ميان مذاهب اسلامى، شيعه به لحاظ اعتقاد به «تقيه» كمترين گرايش را به بنيادگرايى داشته و تاريخ پر فراز و نشيب تشيع، حكايت از انعطاف پذيريها و تساهل و تسامحهاى فراوان عملى با مخالفان دارد.
اكثر مذاهب فقهى اهل سنت به لحاظ پايبندى به عنصر مصلحت و استحسان و استصلاح، همواره در برخورد نظرى با موانع انعطاف پذير بوده است. رعايت روشهاى گوناگون تساهل مذهبى به صورتهاى عملى و نظرى توسط فرق اسلامى موجب گرديده كه برخى در مقابل نظريه بنياد گرايى اصل تساهل و تسامح مذهبى و تكثرگرايى را در اسلام مطرح سازند و براى اثبات آن به جمعآورى ادله بپردازند.
توفيق اين دسته در گردآورى ادله قرآنى و شواهد روايى و مستندات فقهى براى تكثرگرايى و تساهل و تسامح دينى كمتر از دسته اول و بنيادگرايان نبوده است.
در اينجا به برخى از مستندات قرآن در مورد تكثر گرايان اشاره مىكنيم:
١. آياتى كه روش اصولى دعوت پيامبر (ص) و اسلام را در تبشير و ارائه منطقى آن مىداند مانند آيه: (إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ شٰاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً ^ وَ دٰاعِياً إِلَى اَللّٰهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرٰاجاً مُنِيراً) [٢] و آيه: (اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) [٣] .
٢. آياتى كه اكراه را در دين نفى مىكند مانند: (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ
[١] . رك: فصل ششم از همين نوشتار، تحت عنوان انديشه سلفىگرى و ابن تيميه.
[٢] . سوره احزاب، آيه ٤٥-٤٦.
[٣] . سوره نحل، آيه ١٢٥.