فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٥ - فهم سيال و هرمنوتيك دينى
نظرى مورد نقد و بررسى و يا مورد تأييد قرار دادهاند، در حالى كه مدلسازى دولت و حكومت مىبايست با فرايندى معكوس انجام مىگرفت.
اكنون بايد ديد، دموكراسى به عنوان يك انديشه مبنايى براى نظام سياسى و دولت پس از مطالعات و بررسيهاى مربوط به امكان اعمال روشهاى هرمنوتيك در نصوص دينى و گفتمان با تك تك نصوص مربوط به سياست و حكومت در قالب حكومت مطلوب اسلامى استنباط شده است، يا چون ديده شده كه دموكراسى انديشه غالب در غرب است و بههرحال نظامهاى دموكراتيك جا افتاده و مقبول واقع شده در صدد توجيه آن برآمده و تلاش در تطبيق نصوص اسلامى بر واقعيت عينى مطلوب به عمل آمده است. اگر چنين است آيا اين نظريه مصداق بارز تقسيم به رأى مذموم نيست كه سخت مورد نكوهش قرار گرفته و صواب آن خطا اعلام شده است. [١]
ح - كدام دموكراسى و با چه تفسيرى، قابل فهم نو از نصوص كتاب و سنت است.
دموكراسى داراى مفسران متعدد و احياناً متضاد است. آيا منظور از دموكراسى آن چيزى است كه ماركس، مفسر آن است كه سر از جهنم كمونيزم درآورد يا دموكراسى ليبراليزم است كه عملاً به حاكميت كارترها و خداوندى اقتصاد انجاميد و يا چيزى است كه پوپر، در نظريه مهندسى اجتماعى تدريجى، آن را مطرح مىكند و ديويد هلد، آن را براى آينده طراحى كرده است و هر دو بر فقدان آن در شرايط كنونى غرب متفقند؟
بيشتر متفكران و نظريهپردازان معاصر غرب از دموكراسى يك مفهوم كلى تصوير مىكنند كه به گفته پوپر، در قيد و بند الفاظ و اصطلاحات نيستند و مىخواهند به آن نوع مدل سياسى اشاره كنند كه بدون خونريزى بتوان از شرّش خلاص شد [٢] و يا چيزى كه چون بهتر از فاشيسم، نازيسم و ماركسيسم است بايد مقبول افتد.
اين اشكال بويژه در مورد جناح عرفگرا و عقل مسلك كه از طريق عرفى كردن و عقلانى نمودن سياست و حكومت درصدد توفيق بين دموكراسى و حكومت دينى هستند نيز صادق است؛ آنها كه دموكراسى غرب را دستاورد عظيم عقلانيت و محصول تلاش علمى و مولود تجربه تاريخى غرب به حساب مىآورند بايد دقيقاً مشخص كنند
[١] . براى آگاهى از اين نصوص رك: همين قلم، مبانى و روشهاى تفسير قرآن، ص ٢٢٢، چ چهارم، ١٣٧٣.
[٢] . رك: كارل پوپر، جامعه باز و دشمنان آن، ترجمه فولادوند، ص ٣٠.