فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨٨ - دردسرهاى آينده
دولت همتاى آمريكا در داشتن حق «وتو» - هرگز ساكت نخواهد نشست.
بنابراين مىتوان چنين نتيجه گرفت كه طرح اتحاديه اروپا در كشاندن مسأله حملات نظامى آمريكا به سازمان ملل به معنى خنثى كردن آن است و اين در حالى است كه بر حسب ظاهر، اتحاديه اروپا از مواضع آمريكا حمايت مىكند و ما آن را يك رابطه مبهم و دو پهلو ارزيابى مىكنيم و در نتيجه آمريكا را در عرصه بينالملى به خاطر اقدامات جنايتكارانهاش تنها مىنگريم و نسبت به موفقيت سياستهاى به ظاهر ضد تروريستيش در آينده ناكام مىيابيم.
دردسرهاى آينده
از هم اكنون مىتوان دردسرهايى كه پيشروى سياست به ظاهر ضد تروريستى آمريكا و متحدانش قريبالوقوع است را پيش بينى نمود. راهى كه آمريكا در دومين قرن هزاره سوم در پيش گرفته و خود را يكهتاز بىهمتاى عمليات در جهان مىبيند، موانع بسيارى در پيش رو دارد كه حتى برخى از آنها مىتواند همراه با عمليات نظامى و چريكى باشد.
مىتوان اين موانع را در چند مورد زير خلاصه كرد:
١. بروز شورشها و قيامهاى ملى در اثناى عملياتى كه به نوعى متكى بر رژيمهاى حاكم در منطقه مىباشد و خارج كردن دولتهاى منطقه از محور شرارتهاى آمريكا و بروز اختلال در برنامههاى پيش بينى شده براى پيشبرد عمليات نظامى.
٢. وقوع حوادث غير مترقبه در كشورهاى هدف مانند عراق و اقدام رژيم در حال مرگ به اعمال جنونآميزى مانند استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى كه مىتواند شكل تهاجم نظامى را به كلى دگرگون سازد كه هرگز قابل قياس با موفقيت نيروهاى مسلح آمريكا در افغانستان نيست.
٣. از دست دادن پايگاههاى سياسى در ميان روشنفكران معارض با توجه به عدم امكان نجات آنها از ورطه هولناكى كه در جنگ - به طبيعت حال - تحقق آن، اجتنابناپذير مىباشد. اين پايگاهها بدان لحاظ اهميت راهبردى براى آمريكاييها دارند كه مىتوانند بمثابه ستون پنجم عمل نمايند.
٤. بروز جنگهاى داخلى در كشورهاى حوزه عمليات نظامى آمريكا بين چريكهاى