فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٠ - دردسرهاى آينده
انداخته نمىتواند نقش مؤثرى ايفا نمايد و ملت مسلمانى را بر عليه برادران مسلمان خود بشوراند.
اما پاكستان هر چند نوع مشكلاتش با تركيه فرق دارد لكن اين كشور نيز با معضلات بسيارى دست به گريبان است. مشكل هند نيرومند كه همواره غرشهايش طوفنده و بوى باروت اتم را به مشام مىرساند و رو شدن سياست همهجانبه حمايت از گروه طالبان كه براى مدتى سياست خارجى اين كشور را زير سؤال برده است و نيز گروههاى مسلح داخلى كه همواره براى دولت، دردسر آفرين بوده و نيز مشكل بزرگ قوميتها كه بايد بر ليست آنها مشكلات اقتصادى را افزود و از دست دادن رابطه خوب با جمهورى اسلامى ايران در حكم انتحار براى پاكستان است و خرده اتم پاكستان هم اگر كارآيى داشته باشد ذخيره رويارويى با مادربزرگش «هند» است.
بر اين همه بايد روح اسلامطلبى نيرومند ملت پاكستان را افزود كه هر چند در جريان حمله بر افغانستان، مهار گرديد لكن هرگز قابل استفاده ابزارى در عمليات نظامى بعدى عليه كشورهاى اسلامى نخواهد بود.
٦. تعدادى از تحليلگران با توجه به موارد مشابه و اصل «خشونت، خشونت مىآفريند» بعيد نمىدانند كه بر اثر حملات نظامى آمريكا به طور عادى و يا در صورت ارتكاب اشتباهات تحريك كننده هستههاى چريكى خودجوش در كشورهاى اسلامى شكل گرفته و به مركز حادثه سرازير گردند و با عمليات چريكى عرصه را در زمين و هوا بر نيروهاى آمريكايى تنگ نمايند و آمريكا را دچار يك جنگ فرسايشى از نوع ويتنام كنند.
وقتى رئيس جمهور آمريكا رسماً حالت جديد در جنگ بر عليه تروريسم را جنگ ديگر صليبى مىخواند چه انتظارى مىتوان از چنين سياستى داشت. بوش هنگامى كه از تريبون كليسا اعلان جنگ مىكند و وفادارى خود را به آيين مسيحيت مورد تأكيد قرار مىدهد و در نشان دادن تروريستها انگشت به سوى مسلمانان اشاره مىكند به وضوح شيوههاى راهبردى جنگ تمدنها در اذهان متبادر مىگردد. ولى رئيس جمهور آمريكا چرا به اين نكته توجه نمىكند كه جنگ صليبى براى غرب مسيحى چندان آسان نبود و بهاى سنگينى براى آن پرداخت و پيروزيهاى مسلمانان نيز در آن جنگها حائز اهميت