فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٦ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
سياست بىطرفى صرفنظر از اشكالات تئوريك آن و ناكاميهاى آن در عمل اصولاً مبتنى بر يك پيش فرض بود كه با فروپاشى شوروى سابق زمينه آن به كلى منتفى گرديد در حالى كه سياست روشنى جايگزين آن نشد.
د - جهان آزاد:
جهان سوم در دوران جنگ سرد عملاً به سه بخش تقسيم گرديد نخست كشورهاى وابسته به غرب و دوم بلوك شرق و سوم كشورهاى آزادى كه وابسته به هيچ كدام از دو طرف بلوك نبودند.
انديشه جهان آزاد از آنجا بوجود آمد كه متفكران سياسى، بىطرفى را از جنبه نظرى و عملى مبهم و از درون، متناقض يافتند و از سوى ديگر جنبش عدم تعهد كه عمدتاً تشكل سياسى كشورهاى بىطرف محسوب مىشد به گرايشهاى شرقى متهم گرديد و در اين تضارب انديشهها بود كه نظريه جهان آزاد به عنوان راهحلى براى جهان سوم و گريز از آفات جنگ دو بلوك مورد استقبال قرار گرفت.
نظريه جهان آزاد در حقيقت همه عناصر مثبت و معقول بىطرفى را دربر داشت بدون آنكه دچار تناقض در عناصر منفى آن گردد. در نظريه جديد و راهحل نهايى در جهان آزاد، دو عنصر بسيار مهم مورد توجه قرار گرفت: نخست، احترام به حاكميت ملى كشورها و دوم، توازن در روابط با شرق و غرب.
گرايش برخى از كشورهاى اسلامى به سياست جديد در حقيقت همراهى با سيل مهيبى بود كه رژيمهاى ناپايدار در اين كشورها خود را ناگزير از پيروى از آن مىديدند و به اين ترتيب غرب ستيزى جاى خود را به سياست آزاد در روابط با شرق و غرب داد و با اين پوشش سياسى به فراموشى سپرده شد.
مبحث هشتم: آثار غربستيزى در جهان كنونى
غرب ستيزى به مفهوم نفى استكبار، امروز در جهان اسلام سياستى متروك و فراموش شده براى دولتهاى اسلامى است و تنها كشورى كه صادقانه در اين روش قرآنى وفادار