فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٧ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
مانده و پايبندى خود را عملاً نشان داده است، جمهورى اسلامى ايران است كه به تنهايى همه فشارهاى استكبار را تا به امروز متحمل شده است.
متروك شدن غرب ستيزى توسط دولتها در كشورهاى اسلامى بدان معنى نيست كه ملتهاى مسلمان نيز آن را به فراموشى سپرده باشند، حركتهاى ضد استكبارى كه حتى در كشورهاى وابسته به غرب چون الجزاير و تركيه ديده مىشود نشان از زنده بودن اين روحيه در كالبد امت اسلامى است.
ملت و دولت ايران چه از نظر قانونى و براساس قانون اساسى، پايبند سياست ضد استكبارى است و چه در بعد عملى پيشتاز غرب ستيزى در جهان مىباشد. ولى وفادارى به اين سياست قرآنى به بهاى سنگينى تمام شده كه در اينجا به بخشى از آنها به طور فهرستوار اشاره مىكنيم:
١. بلوكه كردن:
داراييهاى ارزى كشور توسط آمريكا در سختترين شرايط انقلاب كه بر ملت و دولت ايران تحميل گرديد و خسارتهاى بسيارى را براى مردم و دولت به بار آورد.
٢. هدف نظامىگرى:
سياست روز و نظامىگرى آمريكا امروز ايران را به عنوان يك هدف جنگى و نظامى آماج جنگ افروزيهاى خود قرار داده است.
در اين زمينه تنها جنگ تحميلى عراق بر عليه ايران نيست كه بايد مورد بررسى قرار گيرد. دولت خودكامه و قدرت طلب عراق، تنها دولت آلت دستى نبود كه فريب سياست منافقانه آمريكا را خورد بلكه آمريكا در صدد آن است كه با تحريك همسايگان ايران اسلامى اين تنها كشور غرب ستيز را در تنگناهاى نظامى و جنگ افروزيهاى خود قرار دهد.
٣. محاصره اقتصادى:
تحريمهاى اقتصادى آمريكا بر عليه ايران اسلامى هرچند ديگر مانند گذشته در بازارهاى جهانى مشترى ندارد لكن در هر حال فشارى كه از اين سياست ظالمانه بر اقتصاد جمهورى اسلامى ايران وارد مىشود نقشى شيطانى در اوضاع كلى كشور به طور عام و وضعيت اقتصادى آن به طور خاص دارد.
قانون استكبارى دوماتو، هرچند از طرف متحدان آمريكا هم عقيم و منفور ماند لكن