فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩١ - ناسيوناليزم عربى در تحليل سياسى
جهان اسلام بوجود آمده و جهان اسلام يكپارچه در برابر غرب استعمارگر هويت اسلامى خود را بازيافته به جاى بهرهبردارى صحيح از آن چرا فداى انديشه ناسيوناليستى مىشود كه حداقل تاكنون در تجربه تاريخى هرگز نتوانسته است مشكلى را از جهان اسلام يا ملل عرب زبان برطرف سازد و گاه شكاف و اختلاف بين ملتهاى عرب زبان عميقتر از فاصلهاى است كه بين عرب و ساير اقوام و ملل مسلمان مىباشد.
تجريد زبان عربى از اسلام موجب خواهد شد كه همان بر سر زبان عرب فرود آيد كه بر زبان لاتين آمد و چون نگهبان ايدئولوژيك و عميق نداشت دچار تفرقه و انشعاب گرديد. در ميان ملل عرب زبان نيز مناديان تفرقه زبانى، اندك نيستند كه بازگشت به گويشهاى عربى و يا تغيير خط عربى را خواستارند.
دعوت به ناسيوناليزم عربى در دنياى امروز با توجه به اشاره آن به الگوى تمدن عربى اين سؤال را بر مىانگيزد كه حجاز به عنوان ام القراى دار العرب و گهواره تمدن عرب چرا در مقايسه با ساير كشورهاى عربى وابستهتر، عقبماندهتر و از بدنه جهان عرب دور افتادهتر مىباشد؟
جنبش ناسيوناليزم عربى مانند جنبش اسلامى نمىتواند هر بخش از سرزمين پهناور خود را كه پيشرفتهتر است به عنوان ام القراى و الگوى برجسته معرفى نمايد. اگر امتياز هويت عربى به عنوان يك اصل پذيرفته شود اين حجاز يا جزيرة العرب است كه بيش از ديگر كشورهاى عربى بايد قافله سالار اين حركت و الگوى آنچه كه تحت عنوان هويت، فرهنگ و تمدن عربى ارائه مىشود باشد. اين نتيجهگيرى از نظر سياسى نه به مصلحت جهان عرب و نه بازگوى اهداف ناسيوناليزم عربى است.
در يك تحليل سياسى دقيق، ناسيوناليزم عربى ريشه در ناسيوناليزم قريش دارد كه شاخهاى ممتاز از نژاد عرب به شمار مىآيد، چنانكه در ميان قرائتهاى مختلف عربى دوران جاهلى زبان گويشى و ادبيات قريش داراى امتياز و شيوه خاصى بوده كه قرآن براساس آن نازل شده است. [١]
عكسالعمل تاريخى شعوبيان در جنش ضد عربى كه يكباره خود را از اسارت
[١] . رك: القومية العربية و الاسلام، مقاله دكتر عبدالقادر زباديه، ص ١١١.