فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٣ - مبحث پنجم ناسيوناليزم ايرانى
در قيام مشروطه از جلوههاى باشكوه اين حماسه ملى به شمار مىرود لكن در مقايسه دو عامل و انگيزه: بازگشت به هويت ايرانى (ناسيوناليزم ايرانى) و عمل به وظايف دينى و تحقق اهداف اسلامى، كداميك اصلى و به عنوان عامل تعيين كننده به شمار مىآيند؟
از قيام علماى بزرگ ايران عصر ناصرى تا صدور فتواى تحريم تنباكو و نيز اغتشاشات و حركتهاى مردمى كه منجر به تحصنها، شكلگيرى مجاهدين مسلح و درگيرى بين آنان و درباريان و هواداران استبداد گرديد و سرانجام به صورت يك شعار و آرمان مردمى به صدور فرمان مشروطه پيوست در تمامى اين تحولات عامل عمده و محرك اصلى اين جنبش، آرمانهاى برخاسته از اعتقاد دينى مردم و احساس وظيفه شرعى و عمل به تكاليف اسلامى بود و انديشههايى چون آزاديخواهى و ميهن پرستى كه برخواسته از نفوذ انديشه سياسى غرب بود، توسط گروهى كه در اقليت بودند مطرح مىگرديد و همين اقليت نيز براى توجيه ايدههاى خود و تبديل آنها به شعارهاى مردمى ناگزير از آن بود كه اين ايدهها را در قالب انديشه اسلامى و با توجيه شرعى به افكار عمومى عرضه نمايد.
جاى ترديد نيست كه در جريان تحولات پيچيده قيام مشروطه رويارويى دو تفكر شريعتگرا و غربگرا همواره در بسيارى از پيچ و خمهاى اين تحولات خود را به نحو آشكار نشان مىداده است لكن اگر به اين رويارويى به ديده مردمى و حمايت تودهاى مردم بنگريم، جناح شريعتگرا را در اكثريت و در سطح آرمان ملى مشاهده خواهيم نمود؛ در حالى كه انديشه غربگراى مشروطيت عليرغم پيروزى در پايان كار در مقايسه با جناح مقابل، در حوزه بسيار محدود و افكار افراد معدودى عمل مىكرده است.
در حقيقت ملى بودن قيام مشروطيت به معنى مشاركت عموم ملت ايران در اين نهضت بوده است نه به معنى ناسيوناليستى آن كه از احياى هويت باستانى ايران و ميهن پرستى به مفهوم غربى سرچشمه گرفته باشد و انگيزه اصلى در مشاركت عامه مردم ايران در اين حماسه ملى، اسلامخواهى و انجام وظايف ملى براساس احكام و مسؤوليتهاى اجتماعى و سياسى شريعت اسلام بوده است. حتى شهادت در راه استقلال كشور و حفظ وطن بدان جهت مطلوب نبوده كه عرق ايرانى و حس وطنپرستى و انديشه ناسيوناليستى آن را ايجاب مىكرده بلكه بدان جهت بوده كه اين اصل متكى به ايمان