فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦ - تعريف واژههاى سياسى
رفته است. [١]
گاه ديده مىشود كه فلسفه سياسى به انديشههاى قديم و انديشه سياسى به تفكرات جديد اطلاق مىگردد. [٢]
تعريف واژههاى سياسى
در ميان انبوه اصطلاحات سياسى چند مفهوم بيشتر از موارد ديگر كاربرد و اهميت كليدى دارد و آنها عبارتند از: انديشه سياسى، فلسفه سياسى و جامعهشناسى سياسى.
بكار گيرى شايع نظريه سياسى در مباحثات سياسى هرچند ممكن است به علت برداشت خاص نويسنده از اين واژه باشد لكن معمولاً به معنى همان انديشه سياسى صورت مىگيرد.
بررسى ديدگاههاى مختلف در تعريف اين سه اصطلاح اساسى خود ضرورت اين بحث را نشان خواهد داد.
الف - انديشه سياسى: انديشه سياسى به گونههاى مختلف تفسير و تعريف شده كه به تعدادى از آنها اشاره مىكنيم:
١. انديشه سياسى عبارت از توضيح عمل يا عملكرد حكومتها است. در اين تعريف منظور از توضيح عمل يا عملكرد مىتواند تفسير و توجيه منطقى مديريت سياسى حكومتها باشد كه نوعى تلاش براى تطبيق مجموعه اعمال حكومت با ارزشهاى پذيرفته شده جامعه و يا عقلانيت آن باشد و نيز مىتواند به معناى تبيين مبناى مشروعيت حكومت تلقى گردد. چنانكه كلمه توضيح در اين تعريف ممكن است به معنى بيان منطق حاكم بر انسجام درونى عملكرد حكومت تفسير شود و يا به معنى تعليل و بيان بنيادهاى فكرى و فلسفى آن عملكردها منظور گردد. بىشك با توجه به هر كدام از معانى مذكور مىتوان براى انديشه سياسى تعاريف متعددى بيان نمود.
٢. انديشه سياسى عبارت از تفكر انسجام يافته درباره اهداف حكومت است.
بىشك حكومتها نه تنها عملاً اهداف مختلفى را دنبال مىكنند و فلسفه وجودى آنها در
[١] . همان، ص ١٣.
[٢] . رك: طباطبايى، تاريخ انديشه سياسى در ايران، ص ١٣.