فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٠ - پيچيدگى شخصيت ابنتيميه
موجب تزلزل اعتقادات مسلمانان مىگشت. [١] بالغ بر هزار برده داشتند و هزار كنيزكان كه هر كدام گردنبندى از طلا و جواهرات به گردن داشتند. [٢]
با اين وصف ابن تيميه هرگز با اين امرا و سلاطين درگير نشد و جز در اواخر عمر خود كه به خاطر شورشهاى عامه مردم بر عليه آراء وى سلطان ناگزير از كنارهگيرى از حمايت وى شد، همواره روابطى بسيار نزديك با آنها داشت و مورد حمايت دولت مصر و شام بود.
ابن تيميه، لبه تيز پرخاشگرى و تهاجم بىباكانه خود را متوجه كسانى نمود كه چون ابن تيميه در آبشخور اسلام رايج و سنتى مورد حمايت سلاطين و امرا روزگار مىگذرانيدند. وى بجاى پرداختن به علتها به مبارزه با معلولها همت گماشت. به روايت ابن كثير حتى زندانهاى پياپى نيز او را از ابراز رضايت نسبت به سلطان باز نداشت، او همواره ثناگوى دولت حاكم عصر خود بوده است. [٣]
ابن تيميه در برابر موج شخص و شخصيت پرستى عاميانه زمان خود غوغايى آن چنان به راه انداخت كه حمايت علما و عامه مردم را يكجا از دست داد و نفرت عمومى را بر عليه خود برانگيخت، اما در مقابل دربار پر از فساد، ظلم و تجاوز دولتمردان معاصر خود، مهر سكوت و رضا بر لب زد و اين سؤال را در اذهان آيندگان برانگيخت كه چه فرقى بين مغولان تازه مسلمان پايبند به شريعتى دوگانه و بين تركان تازه به دوران رسيدهاى كه به ظلم و جور و ايجاد وحشت و هراس بر مصر و شام مستولى شده بودند وجود داشت؟
هر دو آنها، اركان حكومت خود را با راهاندازى خود بيگناهان و تحريف شريعت و با پشتيبانى عالمان زمان هموار مىنمودند. بىگمان اگر ابن تيميه، همان وفادارى، خضوع و اطاعتى را كه نسبت به سلطان ترك تبار مصر و شام ابراز مىنمود در مورد غازان خان نيز ابراز مىكردند، منزلتى دو چندان مىيافت و شايد آداب و رسوم ايلخانان مغول در تكريم علما، وى را از حبس مكرر نجات مىداد.
[١] . رك: محمد ابوزهره، ابن تيميه حياته و عصره، ص ١٦.
[٢] . رك: سيوطى، حسن المناظره، ج ٢، ص ٢٧-٧١.
[٣] . رك: ابن كثير، پيشين.