فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨٤ - ٦ برانداختن رژيم عراق
قدرتهاى نظامى ديگر منطقه، به علت وابستگى كه به آمريكا دارند در محاسبه مهار قدرتها به حساب نمىآيند. تنها قدرتى كه در منطقه روى خوش به آمريكاييها نشان نمىدهد و محور نفرت و خشم بر عليه آمريكاست و همه نفرتهاى روزافزون در ساير نقاط جهان برخاسته از اين كانون انقلابى است جمهورى اسلامى ايران است، بنابراين تمام توجه مقامات كاخ سفيد را به اين نقطه معطوف داشته كه پس از موفقيت در عمليات ضد تروريستى در افغانستان، لشگركشى خود را متوجه ايران نمايند و حمله به عراق نيز در حقيقت اقدام نظامى براى ايجاد كمربند امنيتى و تكميل سياست محاصره جمهورى اسلامى ايران مىباشد.
بسيارى از تحليلها و گزارشهاى منتشرشده در راستاى توجيه اين هدف بسيج شدهاند.
٦. برانداختن رژيم عراق
به رغم تأكيد مقامات آمريكا بر اين كه سقوط ديكتاتور عراق، هدف اصلى حمله احتمالى به عراق است لكن بايد اين احتمال را ضعيفترين احتمالات در تفسير حمله نظامى آمريكا به شمار آورد.
سازمان سيا و پنتاگون در دهههاى بعد از جنگ جهانى سرنگونى رژيمها را تجربه كردهاند حتى رژيمهاى مردمى را با تمام صلابت و مقاومت ملى در جريان توطئههاى ناجوانمردانه و حتى منافقانه براحتى واژگون كردهاند حال چگونه مىتوان باور كرد ابرقدرت توطئههاى سياسى در مقابل يك ديكتاتور كه هيچ پايه و ريشه مردمى ندارد و با حمايت نكردن از ديكتاتور، خود مردم توان سرنگون كردن آن را دارند چگونه به عجز و لابه افتاده كه با تمام قدرت سياسى، نفوذ بينالمللى و توان رزمى، هر روز حمله احتمالى را به عقب مىاندازد و حمله قطعى اعلامشده را به صدها شرط، منوط مىنمايد.
به هر حال بسيارى از نشريات دنيا در پى تفسير و تحليل حوادث اخير و موضعگيريهاى آمريكا بويژه در حمله به عراق به فكر تغيير رژيم عراق مىباشند كه براى همسايهها در خليج فارس تهديد بالقوه محسوب مىشود و نهايتاً منافع آمريكا و