فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٠ - نظريه پذيرش دموكراسى
انديشه يونان باستان و فرهنگ مسيحى و امتداد فرهنگ شرقى و تجربيات تاريخى ملل اروپايى ابتدا در قرن هفدهم تكوين يافت سپس در قرن هجدهم شكل گرفت و در قرن نوزدهم متحول شد و بالاخره در قرن بيستم به اوج خود رسيد. نيمه دوم قرن بيستم را بايد دوران افول دموكراسى و تجديد نظر غرب در اصول، مبانى، روشها و ابزارهاى دموكراسى دانست.
دموكراسى بدين ترتيب محصول چهار قرن، نوانديشى غرب با زيربناى فلسفى و مجموعهاى از انديشهها و فرهنگها و تجربيات ممتد تاريخى است كه اينك پس از رسيدن به اوج خود مورد بازبينى و نقد و نظر قرار مىگيرد.
در حالى كه صرفنظر از چالشهاى برخى از متفكران مسلمان در اواخر قرن نوزدهم در زمينه برخى از اصول دموكراسى، اصولاً ورود انديشه دموكراسى به حوزه انديشه سياسى در جهان اسلام از اوايل قرن بيستم آغاز مىگردد و شايد بتوان از سال (١٩٢٠) به عنوان بهار آشنايى متفكران مسلمان با دموكراسى ياد كرد كه يكباره درهاى شرق اسلامى به روى دوره طلايى غرب گشوده شد و در اين رويارويى نابرابر جمعى از متفكران جهان اسلام به موج جديد پيوستند و غرب را مترقى و خود را عقبمانده ديدند و راه پيوستن به كاروان تمدن را در پيروى از غرب در راه و رسم دموكراسى يافتند.
اكثر شيفتگان نخستين دموكراسى در جهان اسلام، كسانى بودند كه غرب را بدرستى با فرهنگ، تاريخ و تجربياتش نمىشناختند و غربگرايى آنان بدون غربشناسى آغاز گرديد، آنها بدرستى از مسير تاريخى غرب كه از گذرگاههاى دوران قرون وسطى، عصر اصلاح دينى، دوران انقلاب و عصر تنوير مىگذشت و به دوران طلايى جديد غرب مىرسيد، اطلاع نداشته و مكتبهاى مختلف فلسفى كه در طول قرنها بين قرون وسطى تا عصر تنوير در اروپا شكل گرفته و هركدام به نوبه خود تار و پودى از اين مجموعه بزرگ به نام دموكراسى را تنيده بودند را نخوانده بودند و به دموكراسى نگاهى چون محصولات صنعتى داشتند كه تنها مصرف كننده بودند تا توليد كنندهاى كه صاحب تكنولوژى صنعت مولد باشند.
بىشك نفوذ انديشه سياسى غرب در قالب دموكراسى در جهان اسلام و گرويدن متفكرانى چون طهطاوى (پيشتاز فرهنگمآبى در مصر) و احمد شوقى در كتاب