فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١١ - ابن تيميه در برابر نظامهاى معاصر
سلاطين با استفاده از اين نوع نرمش در مقابل خواستههاى جزئى مردم براى تحكيم موقعيت و نفوذ خود در ميان مردم ناراضى استفاده مىكنند.
شايد آنچه كه ابن تيميه را به اين نوع موضعگيرى نظرى واداشته، جريان اعتراض مردم به واليان اموى منصوب از جانب خليفه سوم بود كه با وسوسههاى فرصت طلبانى مانند مروان و معاويه خليفه از عزل واليان اموى مورد اعتراض مردم خوددارى ورزيد و سرسختى سرانجام منجر به كشته شدن وى گرديد و از اين فتنه، كسانى سود بردند كه خود آتش بيار معركه و مشوق خليفه بر مقاومت در برابر اعتراض توده وسيع امت بودند.
لكن اگر خليفه به خيرخواهى صحابه و مهاجران و انصار توجيه مىنمود و نه همه واليان حتى تعدادى از منفورترين آنها را عزل مىنمود چه فتنهاى اتفاق مىافتاد؟
در اين صورت، تنها مروان و معاويه و هواداران آنها بودند كه به مقصد و هدف خود نمىرسيدند و بهانهاى براى شورش و نفى اطاعت از خليفه عادل و اعظم زمان خود يعنى امام على (ع) نمىيافتند.
نتيجه نظريه ابن تيميه محكوم شدن فتنه طلحه و زبير، خوارج و معاويه و عدم اطاعت آنان از خليفه اعظم زمانشان امام على (ع) است كه با سرپيچى از اطاعت وى و قيام مسلحانه بر عليه خليفه عادل (حتى از نظر ابن تيميه) مرتكب جرمى بزرگ شدند لكن ابن تيميه از چنين استنتاجى كه برخواسته از دليل و مدعاى وى در اجتناب از فتنه است خوددارى مىكند و از تصريح به تفسيق ناكثين، مارقين و واسطين و جانبدارى از موضع بحق و عادلانه امام على (ع) طفره مىرود و از آن هراس دارد كه بازگو كردن اين حقايق موجب تقويت رافضىهاى پيروز در ايران و حكومت ايلخان مغول و خدابنده شيعه شود و از اين طريق سلطان مصر و امير شام مورد تهديد قرار گيرد.
ابن تيميه در برابر نظامهاى معاصر
براى تجزيه و تحليل كامل در مورد موضعگيرىهاى سياسى ابن تيميه بايد برخوردهاى وى را در سه جبهه سياسى عصرش به ترتيب در برابر غازان خان ايلخان مهاجم مغول، علامه حلى و سلطان مصر و شام مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
ابن تيميه در جهاد بر عليه ايلخان مغول شخصاً سلاح به دست شركت نمود و در برابر كتاب منهاجالكرامه علامه حلى كه براى ايلخان شيعه تحرير يافته بود كتاب منهاجالسنه را نگاشت و عليرغم چهار بار زندان شدن توسط محاكم قضائى اهل سنت تا