فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٨ - پيچيدگى شخصيت ابنتيميه
درگيرى پرچم جهاد به چشم مىخورد و ابن تيميه ترجيح مىدهد زير پرچم شام، جهاد نمايد.
آيا اين موضعگيرى به خاطر حمايت از مردم و سرزمين شام در برابر مهاجمين مسلمانى است كه دست به غارت اموال و كشتار مردم بىگناه مىزنند يا به دليل ديگرى است كه از گفتار وى در جبهه مستفاد مىشود كه در برابر تقاضاى سلطان و فرمانده جبهه شام و مصر مبنى بر شركت ابن تيميه در چادر ويژه فرماندهى گفت: «سنت آن است كه هركس زير پرچم مردم خود بايستد و من از مردم شام هستم؟»
تاريخ زمان ابن تيميه اشاره به گروهى بنام حشاشون دارد كه وى سخت با آنان درافتاده است. اين گروه به روايت تاريخ، مردمى كوهنشين بودهاند كه با وجود تدين به دين اسلام، روابطى با بيزانس مسيحى كه در مجاورت قلمرو آن مىزيستهاند داشته و با مسلمانان مغول نيز همكارى مىنمودهاند و عمليات چريكى و شبيخونهاى آنها براى حكام شام و مصر خسارتهاى بسيارى همراه داشته است.
يكبار ابن تيميه، بنابر فرمان سلطان مصر و شام فرماندهى عمليات تهاجمى بر عليه اين گروه را شخصاً بر عهده گرفت و براى شناسايى نيروهاى دشمن به دستور وى كليه درختان كوهستان جنگلى قطع گرديد و اين بار نيز وى به عنوان يك قهرمان جنگى از جبهههاى نظامى فاتحانه به سوى علم و مدرسه بازگشت و مبارزه ديگرى را در جبهه علم گشود و خواست در جبهه مشكلات داخلى نيز براى آشفتگيهاى زمان خود راهحل و طريق نجات جستوجو نمايد و بدين ترتيب سامان فكرى خود را با پرخاش و تهورى آميخت كه قبلاً عامل موفقيت او در جبهه خارجى محسوب مىشد.
شايد گزارش ابن كثير از اوضاع عمومى عصر ابن تيميه بتواند ما را در اين استنتاج يارى دهد او مىنويسد:
«در دورانى كه ابن تيميه در آن بسر مىبرد اسلام دچار مصايبى دردناك بود كه در ديگر قرون اسلامى سابقه نداشت وى در اين گزارش اشاره به تقسيم جهان اسلام به دولتهاى كوچك و حوزههاى سياسى متشتتى دارد كه در برابر يكديگر صف آرايى نموده و چون دشمن به يكديگر مىنگريستند و حكام چون گرگان گرسنه، بجان رعاياى خويش افتاده و از هيچ فرصت و بهانهاى براى سلب حقوق عمومى دريغ نداشتند.»