فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٤ - از بازگشت به هويت خويش تا دگرانديشى
هويت ملى يا اسلامى پنداشتهاند و برخى از آنان نيز دموكراسى غربى را با مدلهاى ملى و يا معتقدات اسلامى خود تطبيق دادهاند. به اين ترتيب مىتوان گفت كه روشنفكران معتقد به دموكراسى غرب به سه گروه، قابل تقسيمبندى هستند:
گروه اول:
روشنفكران مسلمانى كه بر مبناى دموكراسى غرب، مدل اسلامى از آن ترسيم نموده و ارجحيت را در تطبيق و اجراى دموكراسى به اصول ملى و اسلامى دادهاند و در حقيقت دموكراسى غرب را از فرهنگ ويژه و شرايط خاص غربى آن تفكيك و با ويژگيهاى فرهنگ ملى و اسلامى سامان دادهاند. به عنوان مثال مىتوان از سيد جمال اسدآبادى و كواكبى در اين گروه نام برد كه بر ارجحيت فرهنگ و آداب ملى و حفظ اصالتهاى اسلامى تأكيد ورزيدهاند.
اين گروه در حقيقت با طيف سوم از متفكران مسلمان كه اعتقاد به وجود تشابه و تفاوت بين انديشه سياسى اسلام و دموكراسى غرب دارند قرابت بسيار داشته و هرچند به ظاهر همه اصول، مبانى، روشها و ابزارهاى دموكراسى غرب را پذيرفتهاند اما در ساماندهى آن شرايط ملى و مقتضيات اسلامى را ناديده نگرفته و تلفيقى از اين عوامل را مدّ نظر قرار دادهاند و در مقام دفاع از دموكراسى غرب به نوعى مطلقگرايى كشانده شدهاند در حالى كه در عمل به طرح مدلهاى خاص ملى و اسلامى از دموكراسى تن در دادهاند.
به همين لحاظ است كه متفكرانى چون سيدجمال و كواكبى را يك بار در گروه اول طيف اول نام مىبريم و بار ديگر آنها را از طيف سوم به شمار مىآوريم.
گروه دوم:
برخى از روشنفكران معتقد به دموكراسى در تعارض بين روشها و ابزارهاى غربى از يك سو و مقتضيات ملى و معتقدات اسلامى از سوى ديگر ارجحيت را به شيوهها و مدلهاى غربى مىدهند و معتقدند كه رعايت آداب و رسوم ملى و پارهاى از ملاحظات اعتقادى و اسلامى نهايتاً به بخشى از دموكراسى لطمه وارد مىآورد و ممكن است در عمل، آن را خنثى نمايد.
اينان نارسايى و نتيجهدهى نامطلوب و غير دموكراتيك انتخابات در كشورهاى جهان سوم را ناشى از همين اصل مىدانند كه هرچند اصل انتخابات يك شيوه دموكراتيك و