فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٢ - علل گرايش به دموكراسى در جهان اسلام معاصر
با اين تحليل به خوبى مىتوان دريافت كه چرا غربگرايان مسلمان الگوى دموكراسى غرب را بدون شناخت دقيق غرب و مسير تاريخى دموكراسى پذيرفته بودند و به خود زحمت بررسى مبانى فلسفى، فرهنگى و علمى و نيز ساير منابع دموكراسى را نداده و چون محصول صنعتى مدرن از آن استقبال نموده بودند.
بويژه آنكه تحت تعاليم اسلام با آزادانديشى به معنى نوگرايى و برخورد مثبت با افكار و آراء جديد مأنوس بودند و دستور قرآنى در زمينه انتخاب احسن [١] آويزه گوششان بود و با آن خو گرفته بودند.
بنياد دموكراسى در اسلام تنها در نقطه نظرات تئوريكى خلاصه نمىشود برداشتهايى كه از رفتار سياسى پيامبر (ص) و اعمال دموكراتيك خلفاى راشدين بويژه سيره سياسى امام على (ع) در برخورد با مخالفان و نيز برخى از جريانهاى تاريخى در تحولات سياسى دوران خلفاى اموى و عباسى انجام گرفته و از مجموعه آن، شيوهاى دموكراتيك استخراج گرديده از عوامل مؤثر گرايش متفكران روشنفكر مسلمان به دموكراسى غرب به شمار مىرود. در تاريخ گذشته استبداد اموى، عباسى، عثمانى و ساير حكام زمينه شكوفايى آزاديها را از ميان برد و در تاريخ معاصر نيز بلاى استعمار، بازگشت به بنياد دموكراسى اسلام را ناممكن ساخت.
ب - علل خارجى:
سقوط و فروپاشى امپراطورى عثمانى به دول پيشرفته غرب اين فرصت را داد كه در توسعه نفوذ استعمارى و گسترش قلمروهاى جديد سلطهطلبى خود، جهان اسلام را مورد تاخت و تاز قرار دهند و ديديم پس از جنگ اول جهانى چگونه مسابقه تند و رقابت شديدى بين دول اروپايى در توسعه مناطق استعمارى خود بويژه در كشورهاى اسلامى درگرفت و اين عمل به شيوه علمى و فرهنگى دنبال گرديد.
غرب ابتدا با فكر شرق شناسى تا اعماق فرهنگ، تمدن، علوم، جغرافياى انسانى و تاريخ ملل مسلمان را كاويد و با جزئيات مسائل روحى، فرهنگى و عقيدتى آنان آشنا شد و سپس آن را با اصولى چون پيشرفته بودن غرب در برابر عقبماندگى شرق و ظرفيت بالاى توان فكرى مغرب زمين در برابر ناتوانى شرق از رسيدن به غرب و شكوهمندى
[١] . فَبَشِّرْ عِبَادِ^ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)، سوره زمر، آيه ١٧-١٨.