فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٥ - ج - نظريه انقلاب اسلامى
ج - نظريه انقلاب اسلامى
قسمت سوم رساله امام (ره) در موضوع ولايت فقيه است كه كاربردىترين بخش آن مىباشد و پردازش يك نظريه مشخص و سامانيافته در زمينه تئورى انقلاب اسلامى است كه در پيادهسازى انديشه سياسى ولايت فقيه و پيروزى انقلاب و تأسيس دولت اسلامى مهمترين نقش را ايفا نموده است.
هرچند همه عناصر و مراحل دوازده گانهاى كه امام (ره) براى نظام سازى براساس انديشه ولايت فقيه مطرح نمودهاند در نهايت به يك اصل مهم قرآنى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر باز مىگردد و چنانكه خواهيم ديد هركدام از اين مراحل نه گانه در حقيقت گامى در اجراى اين اصل اساسى اسلام براى ايجاد تحولات بنيادين در جامعه ايران محسوب مىشود لكن هر كدام از آنها توجيه منطقى خاص خود را مىطلبد كه بايد به طور اختصار مورد بحث قرار گيرد. نظريه انقلاب اسلامى امام (ره) را مىتوان در طى گامهاى زير به تصوير كشيد:
[١] . مبارزه فرهنگى بينشآفرين
گام نخست در نظام سازى براساس انديشه سياسى ولايت فقيه از يك عمل فرهنگى آگاه سازى اقشار به دور نگاه داشته شده از صحنههاى سياسى و مشاركت در سرنوشت جمعى آغاز مىشود. امام (ره) مبارزه فرهنگى سياسى را بر اقدامات مسلحانه و متكى بر عمليات نظامى ترجيح مىدهد و آن را سيره عملى همه متفكران و گروههاى آزادىبخش مىشمارد كه توانستهاند از طريق اشاعه فكر و انديشههاى خود به اهداف بزرگى نائل آيند١ آگاه كردن ملت و بيدار نمودن مردم و تفهيم عملكرد ظالمانه نظام حاكم به همه گروههاى جامعه منطقىترين شيوه بسيج تودههاست.
«وظيفه ما اين است كه از حالا براى پايهريزى يك دولت حقه اسلامى كوشش كنيم، تبليغ كنيم، تعليمات بدهيم، همفكر بسازيم، يك موج تبليغاتى و فكرى بوجود آوريم تا يك جريان اجتماعى پديد آيد و كمكم تودههاى آگاه، وظيفهشناس و ديندار در نهضت
[١] . امام خمينى (ره)، پيشين، ص ١١٥.