فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٦ - مبحث اول سابقه دموكراسى
نظرى را در جهان اسلام آن روز، رواج داد.
ماجراى تاريخى انتقال ميراث فلسفى و علمى يونان و ايران به محافل علمى و فرهنگى اسلام از اواخر قرن دوم هجرى كه به شكلگيرى «بيتالحكمه» انجاميد تحول عظيمى را در جامعه اسلامى آن زمان بوجود آورد كه در لابهلاى اين تحول بزرگ به قولى فلسفه يونانى توسط انديشه اسلامى آناليز شد و به گفتهاى انديشه اسلامى توسط فلسفه وارداتى يونان و ايران آناليز گرديد.
حقيقت آن است كه ورود انديشههاى يونان و ايران به حوزههاى علمى اسلام در قرنهاى دوم و سوم هجرى، خود عامل آزادانديشى و تفكر دموكراتيك براى متفكران مسلمان نبود. عواملى چون عقلگرايى در اسلام [١] و دستور قرآنى فراگيرى سخنان و انديشههاى متخالف و گزينش انديشه بهتر [٢] همواره زمينه را براى آزاد انديشى در برخورد با افكار و آراء نو و مخالف فراهم مىنمود و نوعى تكثر گرايى را بوجود مىآورد.
در هر حال اين دو جريان تاريخى كه در فاصله نسبتاً طولانى و نخستين آن در قرنهاى دوم و سوم هجرى و دومين آن در قرنهاى سيزدهم و چهاردهم هجرى پديد آمده است عليرغم تشابه در خصوصيات علت و معلولى در يك نكته اساسى متفاوتند كه حركت دموكراتيك نخستين، صرفاً نظرى و در حوزه انديشه رخ داده و به مسائل سياسى كشيده نشده است.
در تحولات سياسى قرنهاى سوم و چهارم هجرى كه اوج التقاى انديشه بيگانه و اسلام مىباشد. رابطه محسوسى بين جريانات سياسى و انديشههاى نو ديده نمىشود و اصولاً چنين التقا و تحول فكرى توسط دولتمردان و نظام حاكم و خلفاى عباسى انجام مىپذيرد و در ماهيت استبدادى نظام سياسى و ديد و بينش سياسى مردم تأثير محسوس بجاى نمىگذارد. لكن در التقاى فرهنگ غربى با انديشه اسلامى در دو قرن اخير بار سياسى آن بيش از بازتاب نظرى و علمى آن بوده است. به طورى كه بسيارى از تحولات سياسى در دو قرن اخير در كشورهاى اسلامى به گونهاى بازتاب قبول يا رد دموكراسى
[١] . (أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا)، سوره محمد، آيه ٢٤.
[٢] . (فَبَشِّرْ عِبَادِ^ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)، سوره زمر، آيه ١٧-١٨.