فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٨ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
هدف اعاده امپراطورى عرب را دنبال مىنمود. در حالى كه برخى معتقد بودند در داخل يك امپراطورى چند مليتى مىتوان ناسيوناليزم عرب را در راستاى اعاده نقش نخستين عرب در حاكميت اسلام احيا نمود و گروهى نيز بودند كه ناسيوناليزم عرب را به منظور گذر از مرز دين اسلام مىطلبيدند.
اهداف ناسيوناليزم طيف وسيعى را در بر مىگرفت كه در حقيقت جمع بين اضداد بود تا آنجا كه برخى از ناسيوناليستهاى افراطى مىخواستند كه تا هر عربى، محمد (ص) زمان خود باشد!
افزون بر اين، اصولاً انديشه ناسيوناليزم يك پديده جديد و بىسابقه در اسلام و نزد متفكران مسلمان و حتى عرب مىباشد. واژههاى اصيل اسلامى چون امت، قوم و ملت كه در قرآن نيز ديده مىشوند مفهومى فراتر از ناسيوناليزم دارند. از ميان فلاسفه، متكلمان، مورخان و فقهاى اسلام تنها ابن خلدون است كه از عنصرى تحت عنوان عصبيت بحث به ميان مىآورد. در حالى كه ماهيت پيوند هر نسلى در ديدگاه ابن خلدون زمان است و نسلها به لحاظ زمان طبقهبندى مىشوند و عمر دولتها با زمان تعيين مىگردد و در آثار اين مورخ و جامعه شناس مسلمان بيان صريحى در مورد تفسير «عصبيت» به معنى نژاد و آنچه كه امروز تحت نام ناسيوناليزم مطرح مىشود ديده نمىشود.
«عصبيت» به معنى اصل وفادارى ممكن است در موردى در قالب نژادپرستى و در مورد ديگر در شكل سرزمين و ميهن پرستى و نيز در قالبهايى چون دين، مسلك سياسى، آرمانهاى مشترك و امور قراردادى متجلى گردد. قابل ترديد نيست كه اكثر متفكران مسلمان عصبيت، قوميت، مليت و مبناى پيوند اصلى در تشكيل امت را دين و آيين زندگى تلقى نموده و قوام دولت و جامعه مطلوب اسلام را عقيده دانستهاند و در اين ميان ابن خلدون مرز دولت به مفهوم سياسى را عصبيت و پيوند ملى شمرده و بدون آنكه تعريف دقيقى از دولت ارائه دهد و حتى عناصر اصلى عصبيت را مشخص سازد از دولت با پيوند ملى سخن به ميان آورده است. در حالى كه اين نظريه نه با ديد اسلام كه مرز امت را عقيده مىداند و نه با نگاه جامعهشناسانه كه مرز دولت را با حدود جغرافيايى ممكن مىانگارد قابل توجيه و قبول نمىباشد.