فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٢ - سلفيه از نظريه تا نظام
عقلانيت را در فلسفه سياسى ابن تيميه مىگيرد و وى هيچ ملاك مشخصى جز اسلام قبل از فتح مكه و اسلام بعد از آن ارائه نمىدهد و اين طبقهبندى نيز ناخواسته به تنزل مقام معاويه مىانجامد كه وى و پدرش پس از فتح مكه ناگزير به اسلام پيوستند. [١]
در حالى كه اعمال عقلانيت و رعايت اصول عقلى ايجاب مىكرد كه وى براى تقدم در ايمان به اسلام بين عشره مبشره و خلفاى راشدين سهمى قائل شود و برترى در قرابت با پيامبر (ص) اولويت در علم و توانمنديها و ارزشهاى مشابه ديگر را در تعيين منزلت صحابه مؤثر بشناسد. معيارهايى كه اگر در عقلانيت انديشه ابن تيميه مؤثر واقع مىشد به خلاف نظر سلف مىانجاميد و ترتيب تاريخى خلفاى راشدين معكوس مىگرديد.
سلفيه از نظريه تا نظام
عليرغم تأكيد ابن تيميه بر سلفى بودن و انتساب آراء خود به سلف، به دلايلى مذهب سلفى وى با مقاومت سرسختانه همه مذاهب اسلامى مواجه شد به طورى كه نه تنها خود در زندان آرايش محبوس گرديد اصولاً تا قرنها پس از درگذشت او نيز مذهب سلفى وى متروك ماند.
دلايل عمده مهجور ماندن مذهب ابن تيميه را مىتوان در چند عامل زير خلاصه نمود:
١. زيربناى مذهب ابن تيميه، حنبلى بود كه ضعيفترين و كم جاذبهترين مذاهب فقهى درگذشته بوده و همه اكنون نيز به همان روال باقى مانده است.
[٢] . همه مذاهب اهل سنت چه در زمينههاى اصولى مانند اشاعره و چه در مذاهب فقهى مانند مذاهب اربعه و مذهب ظاهرى خود را سلفى مىشمردند٢ و سلفى بودن نمىتوانست ويژگى خاص مذهب ابن تيميه باشد.
٣. قلم تند و نيشدار و گزنده ابن تيميه كه با خصم خود رعايت انصاف نمىشود و قبل از ارائه هر نوع دليلى با زشتگويىهاى غير قابل تحمل با مخالفان خود درگير مىشد. و
[١] . ابن تيميه، پيشين، ج ٢، ص ٢٠٧.
[٢] . رك: ابوزهره، تاريخ المذاهب الاسلاميه، ص ١٧٧.