فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٥ - مبحث دوم قالبها و اشكال ناسيوناليزم در كشورهاى اسلامى
ولى تجربه تاريخ يك بار ديگر بر رجحان ناسيوناليزم بر ايدئولوژى خط بطلان كشيد.
قبل از پرداختن به اشكال مختلف انديشه ناسيوناليزم در كشورهاى اسلامى لازم است بر اين نكته كلى اشاره نماييم كه با توجه به تفسيرهاى گوناگونى كه از واژه ناسيوناليزم منظور مىگردد نمىتوان ناسيوناليزم را به طور كلى و مطلق نفى نمود.
ناسيوناليزم داراى آثار مثبت و خلاّقى است كه در همبستگى ملى و روابط حسنه و تلطيف عواطف مشترك نقش سازندهاى دارد. لكن ناسيوناليزم بيشتر ناظر به جنبههاى منفى و جداكننده و روابط خصمانه و تبعيضآميز ميان ملتهاست كه از نظر عقل و شريعت اسلام محكوم مىباشد. امورى چون علم و دين از آنجا كه به نژاد و مليتى خاص تعلق ندارند فراملى و به اصطلاح «انتر ناسيوناليزم» و به بيان منطقى، «لابشرطى» هستند كه با الف شرط سازگار مىباشند.
مبحث دوم: قالبها و اشكال ناسيوناليزم در كشورهاى اسلامى
نخستين بارقههاى انديشه سياسى ناسيوناليزم در سرزمينهاى اسلامى هرچند مصرف محلى داشت و براى هر جمعيتى سياسى كه در جهت گريز از مركزيت دولت عثمانى و يا رسيدن به استقلال مبارزه مىنمود، ايدئولوژى حركت، وسيلهاى براى مبارزه و بسيج تودهها محسوب مىشد، لكن بتدريج با ايدئولوژيك شدن انديشه سياسى ناسيوناليزم در سرزمينهاى اسلامى قالبهاى بزرگ و نظريات كلانى در اين انديشه سياسى نوين شكل گرفت كه هركدام منطقه وسيعى و يا مراكز مهمى را در جهان اسلام در بر گرفت و موجب گرديد شاخههاى اصلى ناسيوناليزم در كشورهاى اسلامى عمدتاً در چهار شكل و قالب زير پيش از اين نيز، با ايجاد دولت صهيونيستى در سرزمين اشغالى فلسطين به سال (١٩٤٨) و ظهور يك دشمن فعال و اشغالگر عوامل و انگيزههاى گرايش به ناسيوناليستى عربى به طور فعال بوجود آمده بود و دشمن مشتركى كه سرزمينهاى عربى را تهديد مىنمود ملتهاى عرب را به وحدت و اتخاذ موضعگيرى مشترك وادار نموده بود.