فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٣ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
معرفى مىكند و مىنويسد:
«روش سلف بيانگر راه پنجمى است كه جز به نصوص، به هيچ چيز ديگرى اصالت نمىدادهاند و دلايل انديشه دينى را تنها از نصوص به دست مىآوردند و آنها به عقل اعتبار قائل نبودند و آن را عامل گمراهى مىدانستند و تنها نص را كه متكى به وحى بود معتبر مىشمردند. اصولاً استدلال عقلى و مراجعه به برهان عقلى، شيوه ناشناختهاى در انديشه صحابه و سلف بوده است.» [١]
به اعتقاد ابن تيميه، اصولى كه در قرآن مقرر گرديده و سنت و سيره آن را شرح داده با هيچ مستندى قابل رد نيست و عقل صلاحيت تأويل قرآن را ندارد و عقل تنها صلاحيتش پذيرش و ايمان به مفاد وحى است و او همواره شاهد است نه حاكم و نقش آن هيچ گاه از حالت تأييد و تقرير نسبت به نص و وحى به جايگاه ناقض و نافى آن تجاوز نمىكند.
در ديدگاه ابن تيميه، عقل همان راهى را مىپيمايد كه نص و وحى آن را نشان مىدهد و هر گامى كه نص برمىدارد عقل نيز همواره در كنار آن و عهدهدار تبيين آن مىباشد. وى در كتاب نقضالمنطق ، آراء فلاسفه و متكلمان را در مسائلى چون ذات و صفات الهى هرچند كه به ظاهر مختلف و مخالف يكديگر به نظر مىرسند حاكى از بيان يك حقيقت دانسته و اين نوع اختلاف نظر را مجوز تكفير نشمرده و به نسبت گمراهى به آنها بسنده نموده است و اين رويه را مذهب سلف ناميده است.
در انديشه سياسى ابن تيميه، براى مناقشات كلامى و عقلى اشاعره و معتزله جايگاه قابل توجهى وجود ندارد. زيرا به عقيده وى انديشه سلف همواره بر ايمان به تقدير الهى و فراگيرى قدرت مطلق خداوند از يكسو و قدرت انسان و اراده او بر اعمالش از سوى ديگر استوار بوده است و به مفاد آيه: (وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ) [٢] مشيت و اراده انسان در چارچوب قدرت و مشيت الهى تحقق مىيابد.
ابن تيميه با اين تفسير قرآنى با آراء هر دو گروه مخالفت مىورزد و با وجود اين، در بخش اول نظرى خود بخشى از آراء اشاعره را مىپذيرد و در بخش دوم آن قسمتى از نظريه معتزله را مورد تأييد قرار مىدهد و در جمع بين دو عنصر قدرت خدا و قدرت
[١] . رك: محمد ابوزهره، پيشين، ص ١٧٨-١٧٩.
[٢] . سوره تكوير، آيه ٢٩.