فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٤ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
انسان با هر دو نظريه مخالفت مىورزد و در نتيجه به اصل سومى روى مىآورد كه طبق آن، خداوند عمل خير انسان را مورد حمايت و رضايت خويش قرار مىدهد و در مورد افعال شر او حمايت و رضايتى مبذول نمىدارد.
راهحلى كه ابن تيميه به عنوان مذهب سلف در فرو نشاندن غوغاى جبر و اختيار ارائه مىدهد در حقيقت يك راهحل عقلى و ماهوى نيست؛ او ظاهر آيات را در هر سه بخش از نظريه خود مورد استناد قرار مىدهد و خود را از تناقض عقلى احتمالى بين اجزاء و عناصر اصلى نظريه خود فارغ مىشمارد و با وجود اين، گرايش وى به نظريه معتزلى به حدى روشن است كه ابن تيميه خود بدان اعتراف مىكند.
در هرحال ابن تيميه در انتخاب راه سوم در مسأله جبر و تفويض دو نكته اصلى و بسيار مهم را مىپذيرد كه اولاً: اراده تشريعى خدا مستلزم اراده تكوينى او در مورد اعمال انسان نيست و ثانياً: تأييد و رضا به عمل خير از جانب خدا به معنى اراده تكوينى نسبت به اعمال مورد تأييد و رضا نمىباشد. [١]
به روايت تاريخ ابن كثير [٢] ابن تيميه در سال (٧٠٥) از دمشق به مصر فرا خوانده شد و در يك محكمه نه چندان اصولى توسط يك قاضى مالكى زندانى گرديد و پس از يكسال و نيم در سال (٧٠٧) از زندان رهايى يافت. عامل عمده آزادى وى درخواست فرمانرواى مصر بود كه نقش ابن تيميه را در جنگ دمشق و تاتار، كه منجر به دفع تهاجم غازان خان تاتار گرديد تعيين كننده مىدانست و وى را به خاطر اين خدمت، شايسته عفو مىشمرد.
هرچند افكار سياسى و آراء فقهى ابن تيميه در زمينه حكومت و شرايط حاكم با شرايط حاكم عصر وى وفق نمىداد و نظام موجود را از نظر مشروعيت زير سؤال مىبرد لكن در هيچ كدام از روايات مربوط به شرايط سخت زندگى وى و حتى حبسهاى مكرر او در قاهره و تبعيد او به اسكندريه مصر، نشانى از دست داشتن فرانروايان دمشق و مصر و بغداد در اين ماجراها به چشم نمىخورد و ابن كثير، مورخ معاصر و شاگرد ابن تيميه، مخالفت آراء اعتقادى وى را با عقايد مشهور و رايج در زمينه سه مسأله
[١] . رك: مجموعه رسائل و مسائل ابن تيميه، ج ٥، ص ١٢١.
[٢] . رك: تاريخ ابن كثير، ج ١، ص ٣٨ و ج ١٤، ص ٤٦.