فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣ - مقدمهاى بر انديشه سياسى در جهان اسلام معاصر
مباحث فلسفى در مسأله رابطه حادث با قديم و يا رابطه كثرت با وحدت به عقول عشره كشيده مىشود و عقل مستفاد در اين ميان به عنوان رابط و حلقه مفقوده تصوير مىشود و آنگاه مسأله نبوت و امامت به اين مرحله اتصالى انسان با عقل مستفاد ارتباط داده مىشود.
چنين انديشهاى مىتواند نماينده يك انديشه سياسى باشد و يا نظريه «ابن خلدون» در مسأله عصبيت، جامعيت لازم را براى احراز نمودن انديشه سياسى دارد و حتى از متأخران چون ميرزاى نائينى را مىتوان به لحاظ تفكر سياسى ارائه شده در تنبيهالامه يك نظريهپرداز در انديشه سياسى به حساب آورد.
توسعه اين ترديدها و تشكيكها در جهان اسلام معاصر حتى شامل انديشههاى سياسى حركت آفرينى كه امروز جهان اسلام را در آستانه تحول بزرگ قرار داده و آن را به رويارويى با غرب كشانده و برخورد و يا جنگ تمدنها را پيش كشانيده نيز مىباشد.
در اين حوزه بحثى، مىتوان در مورد فكر سياسى سيد جمال افغانى نيز به تأمل نشست كه اين فكر عليرغم تحول عظيمى كه نه تنها در ايران بلكه در سراسر جهان اسلام بوجود آورد واقعاً يك انديشه سياسى بود و اگر نبود پس تفاوت كلى انديشه سياسى با تفكرات سياسى كه موجهاى عظيمى از تحولات را به دنبال مىآورد چيست؟
لازم به تذكر است كه واژه معاصر در عنوان بحث به مفهوم زمانى محدود نيست و الزاماً بر آن نيستيم كه انديشهاى سياسى در زمان حال را مورد بررسى قرار دهيم. هر نوع انديشه سياسى كه قابل طرح و بررسى در جهان اسلام معاصر باشد مىتواند در حوزه اين بحث قرار گيرد و در حقيقت كلمه معاصر در عنوان بحث براى رهيافت به انديشههاى سياسى زنده در جهان اسلام مىباشد.
مقدمهاى بر انديشه سياسى در جهان اسلام معاصر
بررسى حوزه اسلامى انديشههاى سياسى نه تنها با اشكال مختلف انجام گرفته و مىگيرد اصولاً از ابعاد مختلف قابل تعمق مىباشد. مناقشات تطبيقى براى رهيافت به بهترينها و تشخيص اصلح و ارجح تنها يك بعد از بررسى انديشههاى سياسى در حوزه اسلامى است.