فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٧ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
ناسيوناليزم در تضاد است اصولاً نخستين جامعه شكل گرفته در مدينه توسط پيامبر اسلام (ص) قبل از آنكه عربى باشد فرا مليتى و يك جامعه مدنى با زيربناى اسلامى بود و در اين جامعه، غير مسلمانانى چون يهود و افراد غير عربى چون سهيل رومى، سلمان فارسى و بلال حبشى عضويت داشتند و طبق پيمان مدينه از اين مجموعه، امت واحدى تشكيل مىيافت.
منتقدان ناسيوناليزم عرب حتى با چشمپوشى از تضاد فيمابين آن و اسلام در مورد عناصر و مقومات آن نيز سخن بسيار گفتهاند، ملتهاى عرب صرفنظر از اسلام هيچگاه داراى فرهنگ مشترك و حتى تاريخ مشترك نيز نبودهاند و تنها عامل مشترك بين آنها زبان عرب بوده كه در فراز و نشيب جدال بين فرهنگهاى منطقهاى و جريانهاى حاكم بويژه حكومت غرب و تركان عثمانى دچار آسيبهاى جدى گرديده و تحولات عميقى را پذيرفته است به گونهاى كه به تعداد كشورهاى عربى، زبان عرب شكل گرفته و ادبيات آن متحول شده است. تا آنجا كه حتى زبان فصيح عربى نيز در مقايسه بين زبان عرب جاهلى و زبان عرب قرآن و زبان نشريات و كتب عربى امروز از وحدت، انسجام و تشابه ماهوى برخوردار نمىباشد. همين تحولات موجب گرديده كه ناسيونا ليستهايى چون رهبران حزب بعث در تعريف ناسيوناليزم عرب به تعبيرهاى رمانتيك پناه ببرند. [١]
از سوى ديگر اهداف ناسيوناليزم عرب نه تنها متغير بوده است بلكه نامشخص نيز تلقى شده است. زيرا با در نظر گرفتن مرزهاى جغرافيايى، استقلال كشورهاى عربى، منابع و ذخاير زيرزمينى متفاوت اين كشورها، شرايط اقليمى و سياسى گوناگون آنها از نظر ميزان با وابستگى به غرب يا همسايگان غيرعرب و بالاخره تاريخ و فرهنگ خاص هر كدام از ملتهاى عرب، سخن از مجموعه يكپارچه و منابع امت واحد عرب به ميان آوردن كار آسانى نيست.
هدف يا هدفهاى مشتركى كه بتواند براى اين مجموعه يكپارچه و امت واحد عرب به طور يكسان مطرح باشد قابل تشخيص و حداقل قابل ترسيم نمىباشد. قبل از جنگ جهانى اول، ناسيوناليزم عرب با انگيزه گريز از امپراطورى عثمانى و كسب استقلال
[١] . در انديشه سياسى عفلق، بنيانگذار حزب بعث، ناسيوناليزم در مفهوم عشق افراد هموطن به يكديگر و شخصيتِ از پيش تعيين شده هر فرد عرب تعريف مىشود كه بيشتر جنبه عرفانى دارد تا سياسى.