فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
ب - تفكر نقدى از چند زاويه به محقق علوم انسانى مدد مىرساند و او را در چند زمينه توانا مىسازد.
اين توانمنديها عبارتاند از:
١. توانمندى بر تفكيك گزارههاى تجويزى از توصيفى در متون علوم اجتماعى.
٢. توانمندى بر تميز نهادن ميان گزارههاى توصيفى تجربى و گزارههاى توصيفى فلسفى.
٣. توانمندى براى جستوجوى سازگارى درونى و نظريهها و نظامهاى علوم اجتماعى.
٤. توانمندى بر نقد گزارههاى تجويزى با روش مناسب نقد گزارههاى تجويزى.
٥. توانمندى بر نقد گزارههاى متافيزيكى (فلسفى) با روش مناسب نقد گزارههاى فلسفى.
٦. بركنارى از درافتادن به دام مغالطههاى رايج در علوم اجتماعى.
ج - آموختن و اندوختن معارف دينى در هر سه بخش آن مورد نظر است اين تأثير براساس ترابط عمومى علوم و معارف با يكديگر توضيح داده مىشود. مهمترين كاركرد معارف دينى در اين مسير، توانا كردن محقق علوم اجتماعى در مطالعه انتقادى اين علوم از بعد مادى و محتوايى است. آنچه در اين بند گذشت، بيان جنبه ابزارى، صورى و شكلى اين مطالعه انتقادى بود و آنچه درباره معارف دينى گفته شد، بيان جنبه بردارى (جهتگيرى ارزشى)، مادى و محتوايى اين مطالعه انتقادى است.
د - مطالعه علوم اجتماعى موجود ضرورى است. به دلايل پيشگفته: سه دليل ديگر مىافزاييم؛ يكى ناظر بر ارزش نظرى است و دوتاى ديگر به ارزش عملى مطالعه اين علوم ناظرند:
در اين علوم، هرچند به انواع آشفتگىها دچارند، اما به هر حال چيزهايى براى آموختن وجود دارد. (يعنى سراسر پوچ و باطل نيستند).
بسيارى از مواضع اين علوم براى زندگى و تدبير امور فردى و جمعى ما، صرف نظر از اينكه به چه كيشى باشيم. «مفيد» هستند.
اين علوم در كليتشان، با همه ضعفها و قوتهايى كه دارند، وجه مهمى از