فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٠ - ج - نظريه انقلاب اسلامى
٨. تحجرزدايى
تحجرگرايى، قشرىگرى و مقدسنمايى به آن نوع ديندارى اطلاق مىشود كه اشخاص، ضعف تعقل و كمبود فهم دينى خود را با پوشش ممانعت و مخالفت با امورى كه ارتباط آنها را با دين نمىدانند توجيه مىكنند.
به اعتقاد امام (ره) چنين دينداران متحجر، يكى از عمدهترين موانع حركتهاى اصيل و نهضتهاى اصلاح طلبانه علما و پيشگامان جنبشهاى اسلامى به شمار مىروند و مىتوانند در هر مرحله از مبارزه و حركت، دستهاى اصلاح طلبانه را از پشت ببندند.
امام (ره) هرچند ريشه تحجرگرايى را در حوزهها و رفتار جاهلانه برخى از عالمنماها مىداند لكن در هرحال درمان اين بيمارى خطرناك را در جامعه اسلامى ضرورتى اجتناب ناپذير مىشمارد كه اگر با هدايت و ارشاد ميسر نشد بايد براى علاج آن به فكر ديگرى متوسل گشت. [١]
٩. حذف وعاظ السلاطين
«آخوندهاى دربارى و وعاظ السلاطين عبارت از روحانىنماهايى هستند كه از دين به عنوان ابزارى براى حمايت از قدرتهاى فاسد حاكم استفاده مىكنند و در حقيقت پايه مشروعيت - قدرت سياسى - آنان هستند و با مدح و ثنا و توجيه، چهره ظالمانه حكام را مردمپسند و اسلامپناه جلوه مىدهند.» [٢]
خطر اينان براى اسلام از خطر دشمنان آشكار اسلام بيشتر و عميقتر است. به اعتقاد امام (ره) اينان مصاديق واقعى آن دسته از روايات اهل بيت (ع) هستند كه تأكيد كردهاند بر دهان اينان خاك بپاشيد [٣] و همكارى با آنان و پا در بساط آنان نهادن، خطرناكتر از سقوط از بلندى و قطعه قطعه شدن مىباشد. [٤]
[١] . پيشين، ص ١٣٣.
[٢] . همان، ص ١٤١.
[٣] . رك: شيخ حر عاملى، وسائلالشيعه، ج ١٢، ص ١٣٥.
[٤] . همان.