فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٣ - انديشه سياسى در آثار ابنتيميه
مسلحانه و به تعبير ابن تيميه، منجر به فتنه گردد بىگمان تداوم ظلم خلفا و امراى ظالم نيز فتنهاى است كه اگر مفسدهانگيزتر از فتنه برخورد مسلحانه با ظلم نباشد با آن برابرى مىكند و به سخن امام على (ع) فتنهاى بالاتر از زمامدارى ظالمان ديده نمىشود
[٣] ">«و ان اخوف الفتن عندى عليكم فتنة بنى اميه فانها فتنه عمياء مظلمه».
[١]قرآن نيز در برابر كسانى كه براى گريز از جهاد، جنگ را فتنه مىخواندند صريحاً اعلام مىكند كه اينان خود در فتنهاى بزرگتر فرو افتادهاند: (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ اِئْذَنْ لِي وَ لاٰ تَفْتِنِّي أَلاٰ فِي اَلْفِتْنَةِ سَقَطُوا). [٢] هرچند ديدگاه قرآن در هشدار در مورد فتنه متفاوت است لكن آثار ناشى از حقايق حق و عمل به عدالت از ديد قرآن فتنه شمرده نمىشود.
اصولاً فتنه عبارت از آشوب و درگيريهاى مسلحانه و فساد انگيزى است كه دشمنان عدالت و حق در برابر آن دو از خود نشان مىدهند.
اگر دفع ظالم با فتنه همراه باشد بىگمان در ديدگاه قرآن از مصاديق (إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي اَلْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ كَبِيرٌ)٣ خواهد بود.
با اين وصف درگيرى با ظالمان و عاملان فساد و تباهى در جامعه اسلامى را فتنه ناميدن و عمل به وظايفى چون امر به معروف و نهى از منكر به خاطر نتايجى كه در پى دارد را محكوم نمودن، از منطق قرآن به دور و با سيره پيامبر (ص) و وحى به كه هرگز تن به ظلم و فساد و عمل بناحق نمىدادند سازگار نمىباشد. اگر پيامدهاى مبارزه با ظلم و فساد مانع از قيام به انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر در تمامى مراتب آن باشد اصولاً بخش اعظم اين دو فريضه عملاً منتفى مىگردد و اصولاً ظلم و فساد به عنوان يك واقعيت اجتناب ناپذير مورد تأييد قرار مىگرفت.
با توجه به اين واقعيت كه بيشترين، بالاترين و سازمان يافتهترين ظلمها از جانب حكام، امرا و فرمانروايان صورت مىگيرد، اگر اين بخش از ظلم در حوزه مقابله و كاربرد فريضه امر به معروف و نهى از منكر حذف شود بخش اندكى از قلمرو امر به معروف و
[١] . نهج البلاغه، خ ٩٣ «خطرناكترين فتنهها نزد من، فتنه بنىاميه است كه فتنهاى كور و تاريك (پنهان و خزنده) است.»
[٢] . سوره توبه، آيه ٤٩.
[٣] . سوره انفال، آيه ٧٣.