فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٤ - مبحث پنجم ناسيوناليزم ايرانى
توده مردم ايران و اعتقاد ملى اين مرز و بوم محسوب مىشده است.
٩. حركت جبهه ملى : اين واقعيت را نمىتوان انكار نمود كه زيربناى انديشه سياسى جبهه ملى كه در قالب يك تشكل و حزب سياسى در تاريخ سياسى معاصر ايران رخ نمود برخى از اصول پذيرفته شده در انديشه ناسيوناليزم به مفهوم جديد غربى است.
بسيارى از اعضاى جبهه ملى ايران مسلمان و علاقمند به اسلام بودند لكن با ديد لائيك به مسائل ايران مىنگريستند و معضلات و راهحلها را در چارچوب ملى و هويت ايرانى مورد تجزيه و تحليل قرار مىدادند و از هويت اسلامى و انگيزههاى مسؤوليتآور آن به عنوان عناصر اصلى حركت و مردمى نمودن نهضت استفاده نمىكردند.
اوج فعاليت سياسى جبهه ملى در جنبش ملى كردن صنعت نفت متجلى شد و رهبرى جبهه ملى نه تنها بعد اسلامى و آرمانهاى دينى و شعور مذهبى مردم را ناديده گرفت؛ در عمل نيز جناح مذهبى و رهبرى سياسى آن را سركوب و از سر راه خود برداشت و ديديم كه چگونه مرحوم آيتالله كاشانى (ره) عليرغم مبارزه تاريخى وى بر عليه استعمار بريتانيا در رسانههاى گروهى وابسته به جبهه ملى به عنوان فردى وابسته و به اصطلاح آن روز، انگليسى معرفى شد.
استقلال طلبى شاخه نهضت آزادى كه خود تشكل وابسته به جبهه ملى بود نشان از اختلاف فكرى و درونحزبى رهبران جبهه داشت كه گروهى از آنان به علت داشتن انگيزههاى مذهبى تحت عنوان نهضت آزادى بتدريج خود را از جبهه ملى جدا و حزب خود را مستقل نمودند.
با وجود اين در فعاليتهاى سياسى و فرهنگى جبهه ملى، تندروى در زمينههاى ناسيوناليزم ايرانى ديده نشده و در فرصت كوتاهى كه اين تشكل سياسى به دست آورد، ارگان اين جبهه و نشريات وابسته به آن بيشتر روى منافع ملى و مبارزه با نفوذ خارجى تكيه نمودند تا بازگشت به هويت تاريخى ايران باستان و شعارهاى نژادپرستانه كه بيانگر انديشه ناسيوناليزم ايرانى به معنى واقعى است.
تلاش جبهه ملى در به دست گرفتن قدرت و حكومت، حداقل مجالى به تجلى اين