فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٣ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
غرب سلطهگر و شرق متجاوز در بكار گرفتن همه امكانات خود براى رسيدن به اهداف شومى كه در سر مىپرورانند عليرغم اختلاف در روش، در ماهيت عمل و فكر يكسانند.
اعمال روشهاى مسالمت آميز و به ظاهر صلحجويانه به خاطر شرايط زمان و سهولت رسيدن به اهداف مىباشد.
امام (ره) حتى اين فكر را كه مىتوان با بدست آوردن سلاح برترى غرب، يعنى علم و صنعت بر او چيره شد تخطئه مىنمود و بر اين انديشه اصرار مىورزيد كه غرب هرگز علم و صنعتى را كه موجب استقلال ما باشد و به تفوق ما بيانجامد در اختيار جهان اسلام نخواهد گذاشت و اين ساده انديشى است كه بتوان از روشهايى كه غرب در نشان دادن باغ سبز سود مىبرد به چنين اهدافى نائل گرديد.
دوستى و صلح ما با غرب مستكبر يك رابطه يك طرفه و رابطه گرگ و ميش است و هرنوع گرايش مسالمت جويانه در اين رابطه به معنى تسليم ما و پيروزى غرب در اهداف سلطه جويانه و سرانجام افتادن در دام استكبار مىباشد.
در انديشه امام (ره) استكبار ستيزى جاى غرب ستيزى يا شرق ستيزى را گرفت.
زيرا بجز دو قطب متخاصم در جنگ سرد و دو ابرقدرت شرق و غرب قدرتهاى ديگرى نيز هستند كه بر سياستهاى هرچند دنبالهروانه آنها روح استكبارى حاكم مىباشد و در راه نوينى كه امام (ره) در رابطه با شرق و غرب و متحدان آنها نشان داد و استكبار ستيزى را نه تنها راه نجات جهان اسلام بلكه به عنوان سياست كلى رهايى بخش براى جهان سوم ارائه داد و استكبار را با مفهوم دينى و فرهنگى شيطان مترادف شمرد و مبارزه با استكبار را پيكار با شيطان معرفى كرد و در ميان مستكبران جهانخوار آمريكا را به عنوان شيطان بزرگ و سمبل سياست استكبارى در نوك حملات سياسى خود قرار داد و شعار مرگ بر شيطان بزرگ را براى همه مستضعفان جهان به ارمغان آورد.
مبحث پنجم: جنگ تمدنها
استكبار با استفاده از تجربه شرق در مسخ اسلام به منظور برداشتن هر نوع مانعى كه از