فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤١ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
غيورى از كشورهاى مختلف اسلامى به مبارزه و پيكار بر عليه ماركسيسم - اين نوع ديگر از انديشه غرب - بپا خاستند كه نويسندگانى چون سيد قطب از مصر و شهيد صدر از عراق و استاد علامه طباطبايى (ره) و شاگرد بىهمتايش شهيد مطهرى (ره)، منطق و قلم را در ستيز با ماركسيسم بكار گرفتند.
با وجود اينكه ماركسيزم خود نوعى انديشه غربى بود لكن به خاطر شرايط دوران جنگ سرد، براى ملتها و دولتهاى اسلامى گريز از غرب همواره با گرايش به شرق و ماركسيزم همراه بود و احياناً با اين گرايش به حمايت شوروى سابق اميدوار مىشدند.
تئوريسينهاى شوروى سابق با توجه به عمق غرب ستيزى و ريشههاى اصلى آن در اسلام و در ميان ملتهاى مسلمان، با تجربه جديدى راه خود را در كشورهاى عربى و اسلامى گشودند آنها سعى نمودند برخلاف غربيها ماركسيزم را در قالبى از انديشه اسلامى ارائه دهند و از اين رو بود كه رهبران نخستين احزاب كمونيست در كشورهاى اسلامى از توافقهاى ماركسيزم و اسلام سخن مىگفتند و در ارائه اصول ماركسيزم از عناوين و اصطلاحات اسلامى بهره مىگرفتند و گاه از فلسفه اسلامى براى توجيه و تفسير آن استفاده مىنمودند. [١]
عليرغم همه اين تمهيدات و تجربيات، ماركسيزم نيز نتوانست از كمند دشمن ستيزى متفكران مسلمان، جان سالم بدر ببرد و با افول قدرت و نفوذ شوروى سابق انديشه ماركسيزم در جهان اسلام تا حدود زياد منزوى گرديد. تجربياتى كه تئوريسينهاى كمونيزم از شكست نفوذ غرب در جهان اسلام بدست آورده بودند و تلاشى كه در توجيه توافق بين اسلام و ماركسيزم داشتند به اين نتيجه رسيد كه پس از انزواى انديشه ماركسيزم پديده جديدى به نام سوسياليزم اسلامى در ميان تعدادى از متفكران اسلام شكل گرفت.
متفكران مبارز و ضد ماركسيزم روى تعارض و تضاد اسلام و ماترياليزم كه زيربناى فلسفى ماركسيزم بود پاى فشردند و مطامع شرق را در جايگزينى قلمروهاى استعمارى غرب افشا نمودند و بسيارى از آنان ماركسيزم را خطرناكتر از غرب براى جهان اسلام
[١] . نمونه اين نوع توجيه فلسفى را در آثار دكتر ارانى به وضوح مىتوان ديد كه ماركسيزم را در قالب فلسفه اسلامى ارائه مىدهد.