فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٨ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
مىشود كه در مبارزه سياسى اين دو گروه شانس موفقيت و مسير آزاد كسب قدرت به نفع ضعيفان خواهد بود و اين گروه از حمايت دولت نيز برخوردار خواهند شد و در واقع نيروهاى فعال و پيروزمند در اين مبارزه كسانى خواهند بود كه در رسيدن به حق، ناتوان و توسط اقويا محروم ماندهاند.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه آيا اين ضعفا همان جناحى نيستند كه از صالحان و خبرهها و نخبههاى صاحب صلاحيت مىباشند كه توسط اقوياى ناصالح از حوزه قدرت كنار گذارده شدهاند. بى گمان نا صالحانى كه بيش از حد خود و از طريق رقابتهاى ناسالم و يا زور به قدرت مىرسند در جناح اقويايى قرار دارند كه در برش چارگوش (صالحان، ضعفا، اقويا، ناصالحان) در برابر ضعفاى صالح قرار مىگيرند.
بجز دو معيار جناحبندى سياسى در جامعه اسلامى يعنى صلاحيت داشتن و ضعيف بودن، شاخصهاى ديگرى نيز وجود دارد كه داراى تأثير سياسى در عرصههاى اجتماعى هستند از آن جمله مىتوان به دو شاخص تقوى (مسؤوليت پذيرى و امانت دارى) و علم (معرفت و دانش) اشاره نمود. در نظام اسلامى برترى متقيان و عالمان، تنها در امتيازهاى فرهنگى و اجتماعى خلاصه نمىشود بلكه اين دو گروه صاحبان اصلى قدرت در سطح دولت به شمار مىآيند و همواره در مبارزه قدرت، اينان هستند كه بر ديگران فائق مىآيند. در تركيب نهايى جناحهاى سياسى كه از برش چهار مقطع مثبت و چهار مقطع منفى بوجود مىآيد بى گمان امتيازها از آن نخبههايى خواهد بود كه متقى و اهل معرفت و دانشمند باشند و اين جناح براى كسب قدرت ناگريز از گذر از يك راه پر نزاع و جدال و طى نمودن مسير خطير مبارزه و انقلاب مىباشند.
موضعگيرى دولت نيز خواه نا خواه انقلابى و سمتگيرى آن به سوى اقتدار گرايى و نوعى انحصارطلبى و تمركز و راديكاليزم خواهد بود.
ادعاى غرب بويژه استكبار در مورد همسويى تروريزم و اصولگرايى سياسى از تفسير غلط مبارزه با قوى (ظالم) و همدردى با ضعيف (مظلوم) ناشى مىگردد به ويژه آنكه اين اصل به صورت دولتى و فراگير عمل مىشود. اين سياست هر چند در قالب: