فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٢ - مبحث هفتم تشابه و تفاوت
مبحث هفتم: تشابه و تفاوت
بيشترين متفكران و صاحبنظران مسلمان در مقايسه اسلام و دموكراسى در طيف سوم قرار دارند كه بين آن دو، نسبت خاص تشابه و تفاوت قائلند و مطلق گرايى را در قبول يا نفى دموكراسى جايز نمىشمارند و در مقابل طيف اول قائل به تفاوت آن دو و در برابر طيف دوم قائل به وجود تشابهند.
در طليعه اين گروه مىتوان از شخصيتهاى نامدارى چون سيدجمالالدين اسدآبادى و شيخ عبده و سيد رشيد رضا و كواكبى را نام برد كه با استفاده از واژههاى غربى و دموكراتيك در بيان مفاهيم سياسى اسلامى، انطباق فىالجمله دموكراسى و اسلام را مورد تأييد قرار دادهاند و وجود حرّيت، مساوات و عدالت و احترام به حقوق فرد در اسلام را نقطه التقاى مبانى انديشه سياسى اسلام و دموكراسى غرب دانسته و سابقه بيعت و شورا را نمونههاى بارز روشهاى دموكراتيك در اسلام به شمار آوردهاند.
اينان با كنكاش در سيره سياسى پيامبر اسلام (ص) و خلفاى راشدين نمونههاى بارزى از آزادى و دموكراسى را در زندگى سياسى مسلمانان كشف و مدعى آن شدهاند كه جوامع اسلامى از روزهاى نخست با دموكراسى ويژه اسلام آشنا بوده و با آن خو گرفتهاند.
اين دسته از متفكران مسلمان بيش از آنكه در انديشه توجيه و تطبيق اسلام يا مقتضيات عصر جديد باشند و به طور عكسالعملى خواهان تبرئه اسلام از ديكتاتورى و استبداد باشند در فكر آن بودهاند كه استفتاى انديشه اسلامى را در برابر تهاجم انديشه سياسى غرب به اثبات برسانند بويژه سيد جمال، همواره سعى بر آن داشت كه از انديشه اسلامى دفاع كند و با ذكر محسنات آن، ويژگيهاى اين آيين را در اقتدارى كه براى اداره بهتر زندگى مسلمانان و به طور عام، بشريت دارد به رخ غرب مغرور و مهاجم بكشد و مسلمانان را از بىهويتى و افتادن در دام غرب برهاند.
انصاف آن است كه به اين گروه نمىتوان انگ غربگرايى يا توجيهگرى و يا تحريف اسلام براى تطبيق با غرب زد و هرچند روش اينان به ظاهر مسالمتآميز و در برابر غرب با نوعى تساهل و تسامح همراه بوده است لكن در عمق و هدف نهايى مرزبندى براى