فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٣ - مبحث هفتم تشابه و تفاوت
حفظ استقلال و موجوديت انديشه سياسى اسلام را به همراه داشته است.
به همان اندازه كه تفسير عمل اين گروه به نوعى تهاجم و ادعاى برترى انديشه اسلامى و به منظور قانع نمودن غرب بر لزوم جايگزينى انديشه خود با دموكراسى اسلام، اغراقآميز و به شدت خوشبينانه توأم با ساده لوحى است. حمل تلاش اينان بر جايگزينى انديشه سياسى غرب در قالب اسلام بدبينانه و به دور از واقعيت است.
در ميان متفكران و فقهاى اخير شيعه علامه نائينى (ره) از جمله شخصيتهاى علمى و سياسى است كه در كتاب تنبيهالامه سعى در دموكراتيك نشان دادن انديشه سياسى اسلام نموده است لكن با برجستهتر كردن وجوه تفاوت و نقطه قوتهاى انديشه سياسى اسلام در مقايسه با دموكراسى غرب، استقلال انديشه سياسى اسلام را حفظ و بر آن تأكيد ورزيده است.
رواج اصطلاح دموكراسى اسلام بجاى آنكه به معنى تطبيقى و انفعالى تفسير شود بايد به مفهوم تمايز مفاهيم سياسى اسلام و وجود تفاوتها عليرغم تشابهها و تطابقها در برابر انديشه دموكراسى غرب تبيين گردد.
بايد موقعيت اين گروه را در برابر دو گروه فشار كه دموكراسى را به طور مطلق مىپذيرفتند و يا آن را با توجيهات كلاسى يا فقهى مطلقاً نفى مىنمودند بدرستى درك نمود. اگر در گفتار گروه سوم تأكيدى بر دفاع از برخى از مبانى و ابزارهاى دموكراسى ديده مىشود بىشك در مقابل گروه دوم بوده كه بدبينانه همه تار و پود انديشه غرب را استعمارى و در جهت سلطه بر مسلمانان و تخريب اسلام مىپنداشتند و از سوى ديگر در برابر گروه اول ناگزير بودند با تكيه بر ويژگيهاى انديشه سياسى اسلام استقلال و هويت اسلامى خويش را حفظ نمايند.
قابل انكار نيست كه با نفوذ انديشه غرب در جهان اسلام كه از قرن نوزدهم هم آغاز گرديد و انتشار آن توأم با تيترهايى چون عصر تنوير غرب، عصر تجدد و عصر پيشرفت و آزاديخواهى جمعى از متفكران سادهانديش مسلمان را به واكنش منفعلانه واداشت و آنان را به نوعى خودباختگى و غربزدگى وادار نمود لكن جنبش فكرى گروه جديدى كه به دفاع از استقلال و موجوديت انديشه اسلامى بپا خواسته بودند آنان را بر آن داشت كه با اعتراف به واقعيتهاى موجود چشم از حقايق بر نبندند و روش معتدلى را در دفاع از