تقريرات آية الله المجدد الشيرازي - الآشتياني، الميرزا محمد حسن - الصفحة ٨٨ - الخامس الثمرة بين القول بالتكرار و كلّ من القولين الآخرين واضحة
هو المحسوب عن المأمور به و يثب عليه دونه، فيكون المكلّف حينئذ- أيضا- آتيا بذلك الواجب- أيضا- فإنّ فعله الأفضل حينئذ على أنّه ذلك الواجب، فيتحقّق به ذلك الواجب- أيضا- فيكون هذا امتثالا للأمر السابق، بمعنى موافقة الغرض المقصود منه و تحصيله.
و إن شئت قلت: إنّ امتثال كلّ أمر عبارة عن الإتيان بالمطلوب منه حال كونه مطلوبا.
و بعبارة أخرى فارسيّة: اينكه امتثال هر امرى عبارت است از آوردن آنچيزي كه خواهش مولى باشد در اين امر در حالت بقاء خواهش او، و مفروض اينست كه در صورتيكه توقف داشته باشد اكتفاء مولى بفرد ادون بر اقتصار بر او تا آخر وقت فعل بحيثيّتى كه هر گاه بداند يا آنكه احتمال دهد اينكه مكلّف اتيان بفرد افضل ميكند نيز در وقت پس خواهش مولى مرتفع نشده است تا آخر وقت اگر چه بعث و تحريك او مرتفع است و نميتواند عقاب كند عبد را بعد از اتيان بفرد ادون پس هر گاه فرض شد بقاء خواهش او تا آخر وقت و مكلّف اتيان بفرد افضل نيز كرد پس اتيان كرده است بخواهش مولى در حالت بقاء خواهش و منطبق مىشود اين فرد افضل بآنچيزيكه مأمور به بود كه خود مكلف در اين هنگام همان چيزيرا آورد كه مولى امر باو كرده بود و از روى آن امر آورده بجهت اينكه آوردن او فرد.
افضل را در اين هنگام از روى خواهش است كه در امر اوّل بوده و هست و حقيقة امتثال نيست الا آوردن فعل از روى آن امر و از جهت او در حال بقاء آن امر في الجملة اگر چه بجميع آثارش باقي نباشد، و شكى نيست اينكه آن امر در صورت مفروضة ببعض آثارش كه خواهش [است باقي] باشد و مرتفع بعضى از آثار اوست كه استحقاق عقاب باشد.
آيا نمىبينى هر گاه مولايى از عبدش آب طلب كند در وقت موسّعى كه