جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥١ - غزل ٤٥٤ هرچند پير و خسته دل و ناتوان شدم
باشيد! كه دلها تنها به ياد خدا آرام مى گيرد.- نيز: «فَاذْكُرُونِي، أَذْكُرْكُمْ»[١]: (پس مرا ياد كنيد، تا به ياد شما باشم.- همچنين علىّ بن الحسين ٨ فرمود:
٣١٣٤
«... فَيَطُولُ أمَدُها، حَتّى يَرْجَع عَنْ هذَا الأمْرِ كَثيرٌ مِمَّنْ يَقُولُ بِهِ؛ فَلا يَثْبُتُ إلّامَنْ قَوِىَ يَقينُهُ، وَصَحَّتْ مَعْرِفَتُهُ، وَلَمْ يَجِدْ فى نَفْسِهِ حَرَجاً مِمّا قَضَيْنا، وَسَلَّمَ لَنا أهْلَ البَيْتِ.»
[٢]: (سپس زمان غيبت آنچنان طولانى مى شود كه بسيارى از كسانى كه به اين امر [ولايت] اعتقاد دارند از آن برگردند، و در نتيجه پايدار نمى ماند مگر كسى كه يقينش قوىّ، و معرفت و شناختش درست باشد، و از آنچه حكم نموده و گفته ايم هيچ حرج و تنگى در نفس خويش احساس نكند، و تسليم ما اهل بيت باشد.)
|
اى گلبن جوان! بَرِ دولت بخور كه من |
در سايه تو بلبل باغ جنان شدم |
|
ممكن است اين بيت دعاى به محبوب باشد و بخواهد بگويد: اى محبوب حقيقى كه همواره در جوانى و طراوت هستى! من در سايه عنايتهاى تو بود كه به منزلتهاى معنوى خويش نايل گشتم. چنانچه در بهشت هم با «دَعْواهُمْ فِيها: سُبْحانَكَ! اللَّهُمَّ! وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ، وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»[٣]: (دعا و خواسته آنان در بهشت اين است: خداوندا! تو پاك و منزّهى! و درودشان در آنجا سلام و امنيّت مىباشد. و آخرين دعا و خواندنشان اين است كه همه ستايش ها مختّص خداوند، پروردگار عالميان مى باشد.).
و ممكن است خطابش به رسول اللَّه ٦ و يا اولياى الهى : و يا استادش باشد و بخواهد بگويد: اى اوليا و راهنمايان من كه در طراوت وصول به كمالات بسر مىبريد! همواره برخوردار از كمالات باشيد كه من در سايه شما بهرهمند از كمال شدم.
[١] - بقره: ١٥٢.
[٢] - اثبات الهداة، ج ٣، ص ٤٦٠، روايت ١٠٣.
[٣] - يونس: ١٠.